X
تبلیغات
مشاهیر ، مفاخر ، رجال ، بزرگان آمل

مشاهیر ، مفاخر ، رجال ، بزرگان آمل
dignitaries and honors and People Famous Iran's - Amol 
قالب وب
آیت الله حاج میرزا هاشم آملی استاد آیت الله علامه فیلسوف حسن زاده آملی استاد آیت الله علامه جوادی آملی
امام محمد بن جریر طبری امام فخر الاسلام فخر رازی غلامحسین بنان
حسن کاشی آملی محمد بیدل کرمانشاهی آملی محمد ابن اسفندیار
حضرت مولانا ملک الشعرا طالب آملی ضیاء الدین ابوالقاسم عمر بن حسین رازی عباس میرزا
ملا صالح مازندرانی علامه شیخ محمد تقی آملی خلیل آملی
مولانا سراج الدین قمری حسن بن ابراهیم طبری علی بن فاضل مازندرانی
آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو آیت الله شیخ محمد غروی ابوسهل بیژن کوهی
آیت الله ملا علی کنی ابوصالح خیام مولانا صوفی مازندرانی
ادیب قایمی آملی علامه غلام خلیل احمد مشیرالسلطنه
النقوری جلال‌الدین اعتضادی مهندس حاسب طبری
حائری طبرسی مازندرانی حکیم ابن ربن طبری ملا محمد زمان
چراغ علی‌خان فطرت میر حسین سرعت مازندرانی حسن شمسی
آیت الله شیخ لطف الله مجتهد حاجی میرزا احمد درکائی دلارستاقی آقا شیخ اسماعیل شهابی چهار افرائی
آقا میرزا عبدالحسین شاهاندشتی ملا محمد علی پیشنماز نائیجی ملا محمد وازی نائیجی
ملا عنایت الله لهری دلارستاقی شیخ فضل الله بن محمد حسن شریف الدین محمد بن حسنعلی آملی
نعمت الله فکرت لاریجانی میرزا علیقلی اقبال عبدالطیف لاریجانی آملی
میرزا محمد تقی نوائی حاجی سید محمد علی لاریجانی شیخ عبدالنبی
سید ابوطالب لاریجانی شاهاندشتی آقا سید محمد علی نیاکی حاجی میرزا حسین طبرسی
شیخ جعفربن محمدعلی مازندرانی آقا محمد رفیع بن محمد امین حاجی سید اسماعیل عقیلی
علی بن هشام آملی عبدالله ابن حسین سهل قوام الدین میر بزرگ (مرعشی کبیر)
قاضی ابو احمد آملی دیواره وز محمد بن علی بن یزدادی
ابوالقاسم البیاعی ابن فورک امام شهید فخرالاسلام
خواجه امام عمادالدین محمدبن جریر رستم طبری آملی حسین‌ بن محمد حسینی مرعشی
سیدکمال‌الدین بناء ابوعبدالرحمان عبدالله بن حمٌاد مولانا زمانی آملی
رفیقی آملی رکن الدین بن شریف الدین آملی میرزا ابراهیم مازندرانی
زجاجی طبری رانکوهی اشکوری مرعشی محمد بن علی حسین اشعری
ابو عباس ابن عطا آدمی ملا رفیعا آيت الله آقا ضياء الدين آملي
میرزا ابو القاسم واعظ جوادی آملی سر لشگر مسعود منفرد نیاکی نورالله خان رضوانی
محمد علی سجادی ملا محمد جمال الدین محمد
ابوالفرج حسن انصاری علامه ملا محمد شریف مازندرانی (شریف العلماء) علی آملی
عبدالقادر گیلانی دکتر عبدالحسین نوایی کمال‌الدین مرعشی
میرزا شفیع مازندرانی علامه عمادالدین ابو جعفر طبری محمد تقی دانش پژوه
محمد بن ایوب طبری علامه محمد بن محمود آملی یحیی بن ابی‌ منصور
علامه ضیاءالدین محمد صالح برهان حکیم شیخ ابوالعباس قصاب عبدالکريم آملی
آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادی استاد فرهنگ شریف پروفسور عبدالله احمدیه
استاد احمد سیف علامه میر حیدر آملی ابوالفیاض طبری
ابو عصامه آملی علامه سید رضی لاریجانی ابولقاسم هبهٔ‌الله لالکائی
امام شیخ خلیفه مازندرانی ظهیرالدین مرعشی دکتر علی لاریجانی
عبداللطیف لاریجانی شیخ عزالدین آملی علامه عماد طبرسی
جواد فاضل ابوالفضل لسانی استاد ایرج ملکپور
زین‌العابدین بن کمال‌الدین مرعشی قاضی هجیم آملی خلیفه سلطان
ابن فرخان طبری حکیم ابن قاص طبری ابوالحسن طبری
زاهد علی آملی جمال‌الدین محمد بن ابوالقاسم محمد بن حسن آملی
حاج قربان خان هندوئی میرزا مهدی خان علی بن بلال آملی
دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی لطف‌الله حسنی لاریجانی میرزا شفیع
استاد خسرو معتضد دکتر کاظم آملی ابو عبدالله مازندرانی آملی
علی بن مسلم الصدر بن شجاع الدین محمود صادق آملی لاریجانی
شحنه مازندرانی آرش کمانگیر باقر لاریجانی
مرزبان ابن هندو حکیم ابو اللیث طبری
سامعای مازندرانی میرزا احمدخان عبدالعلی لطفی
ترنجی طبری علامه عبدالله ناتلی آملی محمد حسن وحیدی امین
ستی النسا علامه ابراهیم خواص استاد مهدی پرتوی آملی
استاد علی اکبر فیروزکوهی آملی شکر الله فقیهی شیخ ابوذر طبرسی
محمد فرهمند عبدالله طبری آملی داعی الاسلام
استاد محمد چامه سرا ابوبکر محمد بن عمر بن فرخان طبری میر ولی لاریجانی
ابو صالح خلف بخاری آملی محمد بن زید بن اسماعیل علامه رکن الدین
علامه حائری شهرستانی محمد جواد لاریجانی غافل مازندرانی
محمد بن ابوبکر فرخان طبری ممتاز العلماء محب الدین امام الحرمین
سرعت مازندرانی محمد سلیم آملی ابوعبیدالله محمد کاودانی آملی
ملک بهمن دوم علامه موید بالله آملی الحسینی جزائری بصری
ابن قاص طبری حسن کرکی منطقی رازی
علی بن محمد کوهی بن عبد الله طبری علامه عمادالدین طبرسی
شیخ عبدالکریم علامه حسینی ذاکری آملی ابوالقاسم رجایی
سردار احمد امین طبرسی تقي الدين ابراهيم فانی
علی اولیایی دلارستاقی میرزا حسن حجت ابراهیم سعیدالعلماء
صبحی مازندرانی شیخ خلیفه سلطانی عبدالفتاح مرعشی سلطانی آملی
سیدعلاءالدین حسین خلیفه سلطان آملی هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور ابن منجٌم شیخ بالو زاهد
ملا حسین قلی خالد بن هلال محمد علی لارزی
ملا رجبعلی لاریجانی حمزه بن علی علوی مرعشی استاد عباس امیری
عطا الله آملی هرازی آملی علی بن ابی طالب حسنی آملی
کیاهراسی طبری مذنب سرهنگ حسين قاسمی
عباس شایان کبیر بن ابی منصور منجم فرامرز گودرزی
حکیم ابو الحسن ابن منجم شمس الدین آملی علامه ملا اسماعیل خواجویی
عبد الحمید آملی ميرزا رضا روحی آيت الله شيخ عزيز الله
میرزا سلیمان محسن اباذری ابراهیم صدرالدین
شمس الدین محمد بن قیس رازی آملی موالی
فریدون منوچهر































































































































برچسب‌ها: مشاهیر آمل, مفاخر, مشاهیر, بزرگان, افراد سرشناس, افراد سرشناس آمل, بزگان, شهر آمل, تاریخچه آمل, کهن شهر آمل, افتخار ایران
[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 14:58 ] [ Iran.s ]

پرونده:Amol City Iran -Tourism - Tomb Mir bozorg.JPG

http://www.up98.org/upload/server1/02/d/qbh6larj4m0yi4gu5pah.jpgپرونده:Сефи 1й 1629-42.jpg

پرونده:Age of Caliphs.png

مرعشیان یکی از بزرگترین سلسله ها و خاندان های پراکنده جهان هستند که جنگ آوران و علما زیادی از این سلسله به پا خاستند...

در طول تاريخ اسلامي ، شمال ايران به علت شرايط جغرافيايي خاص و صعب العبور مامن و پناهگاه بسياري از علويان و شيعياني بوده که دولت اموي يا عباسي در تعقيب ايشان بودند . علاوه بر شرايط جغرافيايي ، عملکرد حکام و دولتهاي محلي و ظلم و جور ايشان نيز سبب گرايش مردم به طرف علويان و شيعيان و برپايي قيامهاي مختلفي گرديد که رهبري بسياري از آن قيامها با علويان و يا شيعيان ساکن در منطقه بود .
دولت علويان طبرستان ، آل بويه ، سربداران و مرعشيان از جمله دولتهاي موجود در اين سرزمين بوده اند که با استقبال و گرايش شديد مردم اين مناطق مدت زيادي به حکومت پرداختند .
در اين تحقيق با معرفي دولت مرعشيان به بيان اوضاع سياسي اجتماعي شمال ايران در نيمه قرن هشتم هجري و چگونگي تشکيل مرعشيان پرداخته ايم .
بيان نقش مرعشيان در گسترش تشيع در اين منطقه همچنين تلاشهاي فرهنگي و مذهخبي ايشان و عوامل موفقيت اين سادات در اين سرزمين از مهمترين مباحث ارائه شده مي باشد .
در ادامه نيز با بيان چگونگي گسترش قلمرو ايشان به چگونگي پايان حکومت و سرانجام مرعشيان پرداخته ايم . در پايان نيز ضمن بيان نکات قوت و ضعف اين حکومت شيعي به بررسي و تحليل نسب اين سادات پرداخته و تحقيقي اجمالي پيرامون نسب ارايه شده توسط مرحوم آيت الله مرعشي در مقدمه ي کتاب تاريخ طبرستان انجام داده ايم .
مقدمه : در قرون نخستين اسلام شمال ايران و به خصوص منطقه طرستان مامن و پناهگاه علويان و شيعيان بود . اين منطقه هم سادات عراق و ديگر بلاد را در خود مي پذيرفت و هم ساداتي را به نقاط ديگر مهاجرت مي داد . گرايشات مردم مناطق مختلف ايران نيز به اين سادات و علويان زمينه پذيرش و حمايت از ايشان را تقويت مي کرد .
علاوه بر مردم در بسياري مواقع حکام محلي نيز با دعوت و حمايت همه جانبه از ايشان زمينه قدرت يافتن و نفوذ ايشان در بين مردم و تبليغ دين اسلام و مذهب تشيع را فراهم مي نمودند .
تشکيل حکومتهاي مختلف علوي و شيعي در منطقه شمال ايران و حوادث و اتفاقات منحصر به فرد اين منطقه ، سبب شد تا ف تاريخ اين منطقه از ايران به صورت ويژه و خاص مورد توجه و نقل مورخين قرار گيرد . آثار به جاي مانده از مورخين معروف مانند ابن اسفنديار اولياء ا... آملي ، سيد ظهير الدين مرعشي و ... و همچنين توجه ويژه مستشرقين به اين منطقه را مي توان مويد خصوصيات منحصر به فرد اين سرزمين دانست .
در همين راستا به دولت علويان مرعشي مازندران اشاره مي نماييم که در نيمه دوم قرن هشتم هجري با تشکيل حکومت سادات مرعشي به تبليغ و ترويج مذهب تشيع در سرزمين مازندران پرداختند . عملکرد صادقانه و مناسب اين سادات با دوست و دشمن خود ، همچنين ترويج و تبليغ مذهب تشيع اثني عشري بهپ يروي از دولت و علما< سربداران ، موجب قدرتمند شدن و گرايش بسيار مردم منطقه به اين دولت شد . به صورتي که نفوذ و اعتبار بيش از حد اين سادات در منطقه و گرايش بسيار زياد مردم به ايشان ، دشمني ها و مشکلات بسياري را از ناحيه ي حکام محلي ، علما اهل تسنن و ... که ترس از قدرت يافتن شيعيان را داشتند ، به دنبال داشت .
در اين تحقيق با توجه به وجود منابع مفصل تاريخي پيرامون دولتهاي علوي و شيعي در اين سرزمين ، برآنيم تا بهص ورت مختصر اما جامع به بررسي علل آغاز نهضت مرعشيان پرداخته همچنين با بررسي اوضاع سياسي اجتماعي ايشان به تاثيرات عملکرد فرهنگي مذهبي ايشان بين مردم منطقه و حکام محلي بپردازيم .
اين پژوهش در دو فصل تنظيم گرديده است که فصل اول با بررسي اوضاع سياسي اجتماعي شمال ايران و چگونگي تشکيل حکومت مرعشيان شوع شده و با پرداختن به نقش مرعشيان در گسترش تشيع به اتمام مي رسد . در فصل دوم نيز به گسترش قلمرو مرعشيان پرداخته و با بيان حمله تيمور و علل آن و بيان سرانجام سادات مرعشي به اتمام مي رسد . لازم به ذکر است در تهيه و تنظيم اين پژوهش سعي شده که با استفاده از منابع دست اول به بررسي و تحليل اين دولت پرداخته شود .
از جمله منابع مورد استفاده در اين تحقيق به کتب ذيل مي توان اشاره کرد :
1 ـ کتاب تاريخ طبرستان ، رويان و مازنداران اثر مرحوم سيد ظهير الدين مرعشي
2 ـ تاريخ طبرستان تاليف بهاء الدين محمد بن حسن بن اسفنديار کاتب
3 ـ عوره الطالب في انساب آل ابي طالب اثر جمال الدين احمد داودي حسيني
4 ـ المعقبون في انساب آل ابي طالب اثر علامه النسابه سيد مهدي رجائي موسوي
5 ـ دودمان علوي در مازندران تاليف ه . ل رابينو
6 ـ تاريخ تشيع دکتر احمد خضري
7 ـ تاريخ جنبش سربداران و ديگر جنبشهاي ايرانيان در قرن هشتم هجري و ...
کليد واژه :
1 ـ مرعشيان
2 ـ علويان
3 ـ مازندارن
4 ـ طبرستان
فصل اول
دولت مرعشيان
جغرافياي سياسي شمال ايران
اسلام از اوايل قرن دوم هجري وارد سرزمين طبرستان شد . پس از مدتي داعيان علوي بر قسمتي از آن سرزمين تسلط يافته و به اشاعه مذهب تشيع پرداخته پس از آن نيز در زمانهاي مختلف دولتهاي مختلف به اين سرزمين حکومت کردند .
به طور اجمال سلسله هاي حاکم بر آن منطقه از زمان ساسانيان تا زمان تشکيل دولت مرعشيان شامل حکومتهاي ذيل مي باشند :
1 ـ قارنيان
2 ـ باونديان
3 ـ گاوبارگان
4 ـ بادوسپانيان
نظام و سازمان حکومتي دولتهاي فوق نظام ديوان سالار بود . که آخرين حکومت ايشان در زمان مرعشيان ، دولت باونديان بودند که از سال 45 هـ تا 750 هـ در مازندران حکومت مي کرده اند . ( 1 )
قدرتهاي محلي مقارن مرعشيان
در زمان حکومت آخرين حاکم کينخواريه از سلسله باونديان 2 قدرت رقيب از خانواده هاي متنفذ در منطقه وجود داشتند . ايشان عمدتاً به عنوان وزرا و هيات حاکمه باونديان مشغول به کار بودند . اين دو خانواده رقيب يکي دودمان کيايان جلالي بودند و ديگري دودمان کياهاي چلاوي يا چلابي که در آن سرزمين از مدتهاي پيش زندگي مي کردند . (2)
موسس دولت مرعشيان سادات حسيني مرعشي در سرزمين مازندران ساکن بودند . طبق نقل منابع معتبر تاريخي و انساب اين ساداتاز حيث نسب به حضرت علي ابن الحسين زين العابدين مي رسند . موسس دولت مرعشيان مازندران نيز سيدي فقيه و با تقوا از پيروان و حاميان علما و رهبران دولت سربداران بود که مدتي را نيز در خدمت سيد عز الدين موغندي شاگرد شيخ حسن جوري بود . نام موسس دولت مرعشيان سيد قوام الدين بن عبدالله بود .
ايشان در يک خانواده مذهبي در محل دابو از بلوکات آمل به دنيا آمد . (3) پدر و جد ايشان چندين بار به زيارت مشاهد مشرفه انبياء و اولياء الهي و ائمه دين عليهم السلام مشرف شده بودند . اين خانواده داراي پشتوانه مذهبي بسيار بالايي بوده است .
سيد قوام الدين مشهور به مير بزرگ علوم پايه و ديني و فقه را در زادگاه خود و علوم تکميلي را در مشهد مقدس که محل حوزه هاي علميه اماميه بود فرا گرفت . (4)
دولت مرعشيان از سال 760 هجري تاسيس شد و تا سال 1005 هجري قمري با فراز و نشيب هاي فراوان به دست سادات مرعشي اداره گرديد . اوج قدرت اين دولت از زمان تاسيس تا سال 896 هجري بود که با جمله تيمور اين دولت به صورت کامل متلاشي شده اما پس از مرگ تيمور با بازگشت فرزندان و نوادگان موسس اين دولت به صورت محلي و تابع حکومتهاي وقت دوباره تشکيل حکومت داد .
اسامي حکمرانان دولت سادات مرعشي مازندران : اسامي رهبران و حاکمان دولت مرعشيان از زمان تاسيس در سال 760 هجري تا آخرين حاکم اين دولت در سال 1005 هجري به قرار زير مي باشد : ( 5 )
1 ـ سيد قوام الدين مرعشي 781 ـ 760 هـ
2 ـ سيد کمال الدين پسر مير بزرگ 795 ـ 781 هـ
3 ـ سيد علي پسر سيد کمال الدين 812 ـ 809 هـ
4 ـ سيد مرتضي پسر سيد کمال الدين 813 ـ 812 هـ
5 ـ سيد علي پسر مير کمال 820 ـ 814 هـ
6 ـ سيد مرتضي پسر سيد علي 837 ـ 820 هـ
7 ـ سيد محمد پسر سيد مرتضي 856 ـ 837 هـ
8 ـ سيد عبدالکريم پسر سيد محمد 865 ـ 856 هـ
9 ـ سيد عبدالله پسر عبدالکريم 873 ـ 865 هـ
10 ـ سيد زين العابدين پسر کمال الدين 880 ـ 873 هـ
11 ـ سيد عبدالکريم پسر سيد عبدالله 882 ـ 880 هـ
12 ـ سيد زين العابدين پسر سيد کمال الدين 862 ـ 882 هـ
13 ـ سيد شمس الدين پسر سيد کمال الدين 905 ـ 892 هـ
14 ـ سيد عبدالکريم پسر سيد عبدالله 916 ـ 899 هـ
15 ـ سيد کمال الدين پسر سيد شمس الدين 908 ـ 905 هـ
16 ـ عبدالکريم پسر عبدالله 932 ـ 916 هـ
17 ـ امير شاهي پسر عبدالکريم 939 ـ 932 هـ
18 ـ مير عبدالله پسر سيد محمود 969 ـ 939 هـ
19 ـ مير سلطان مراد پسر امير شاهي 984 ـ 969 هـ
20 ـ ميرزا خان پر سلطان مراد ( آخرين سيد مرعشي) 986 ـ 984 هـ
21 ـ الوندريو و سيد مظفر مرتضايي 1006 ـ 986 هـ
نسب نامه مرعشيان مازندران نسب نامه سادات حسيني مرعشي در مازندران طبق بعضي از منابع تاريخي و بعضي از منابع انساب به طريق زير مي باشد :
سيد قوام الدين بن سيد صادق بن سيد عبدالله بن سيد محمد بن سيد ابوهاشم بن سيد علي بن سيد حسن بن سيد علي العرعش بن سيد عبدالله بن سيد محمدالاکبر بن سيد حسن بن حين الاصغر بن الامام زين العابدين بن حسين بن علي بن ابوطالب عليه السلام مي باشد . (6)
زمينه ي آشنايي سيد قوام الدين با سيد عزالدين سمرقندي
زماني که سيد قوام الدين جهت کسب علم و تکميل علوم مقدماتي خود عازم مشهد شد ، در آن شهر موفق به کسب محضر سيد عزالدين سمرقندي شاگرد شيخ حسن جوري شد . وي مقتداي شيخيان حسينيه و از مديران و پيروان شيخ حسن جوري بوده است . ( 7 )
پس از آنکه سيد قوام الدين با سيد عز الدين سمرقندي آشنا شد ، با اينکه خود سيد قوام الدين عالم و فقيه بزرگ بود تحت تاثير تعاليم انقلابي درويشان حسني قرار گرفت ، وي پس از يک اربعين رياضت در محضر سيد عز الدين به مازندران مراجعت کرد و بر مسند ارشاد مردم نشست و عده ي زيادي مريد وي شدند . ( 8 )
رويارويي ولايت سيد قوام الدين با امارت کيا افراسياب چلاوي
افراسياب چلاوي که بود ؟
کياافراسياب از کياچلاوي ها و از وزراء و صاحبان نفوذ در حکومت باونديان دولت فخرالدوله حسن بوده است . وي براي از لين بردن دولت باونديان نقشه هاي بسيار ريخت در پايان نيز با متهم کردن فخرالدوله حسن به نسبت زنا با خواهرزاده اش ، حکم قتل وي را از علما و فقهاي آمل گرفت . فخرالدوله حسن در سال 750 به دست فرزندان کيا افراسياب کشته شد . ( 9 )
علل گرايش افراسياب چلاوي به سيد قوام الدين
در پي کشته شدن آخرين حاکم باونديان ، کيا افراسياب حکومت را در دست گرفت .
وي با ظلم و جور فراوان و ايجاد ناامني حکومت خود را آغاز کرد . در پي ايجاد رعب و وحشت و ناامني مردم درصدد قيام و مخالفت با وي برآمدند . در اين زمان کيا افراسياب براي حل مشکلات خود ، دست به دامن سيد قوام شيعه که داراي محبوبيت بسيار در بين مردم بود ، زد . وي ناچاراً به جهت توبه از اعمال گذشته ي خود ف دست به دامن سيد قوام شد . سيد نيز بر حسب ظاهر وي ، توبه او را قبول کرده و او را جزء مريدان خود قبول کرد . ( 10 )
در بررسي علت پناه آوردن کياافراسياب به ميربزرگ با وجود علماء اهل تسنن در آن منطقه بايد گفت که مير بزرگ در منطقه مازندران يکي از قدرتهاي بزرگ معنوي و روحاني محسوب مي شد . نفوذ موثر ايشان در صحنه ي سياست منطقه از آنجا مشخص مي شود که با توجه به حضور علماء سني مذهب در منطقه و رعايت مسائل سياسي و ديني و مذهبي جهت رعايت وحدت توسط سيد قوام الدين ، کياافراسياب چلاوي پس از آنکه فتواي قتل حسن فخر الدوله را از علماء سني منطقه گرفت ، اما در پايان آن را مهمور به مهر سيد قوام الدين کرد . زيرا بي تاثير ايشان ، يقيناً وي به مشکلات عديده اي برخورد مي کرد . اين قضيه حاکي از قدرت و نفوذ بسيار زياد سيد قوام الدين داشته که وي به جهت اجراي احکام الهي و تعاليم ديني از اين قدرت استفاده مي کرده است .
علل دشمني افراسياب چلاوي با سيد قوام الدين
افراسياب چلاوي که با قتل فخرالدوله حسن حکومت را در دست گرفته بود و از ترس محاکمه به علت ظلم و جورهاي خود به ظاهر به مريدي سيد قوام الدين درآمده بود ، پس از گذشت مدتي با مشاهده عملکرد ميزبزرگ و مريدان وي که با او طبق عدل و قسط و بدون تبعيض نسبت به ديگران رفتار مي کردند ، سرناسازگاري گذاشت . همچنين تقسيم و بخشش توليدات و درآمد حوزه حکومتي وي بين مردم و فقرا طبق طريقت صوفيان و عياران و از ترس از دست دادن حکومت خود که مقارن با افزايش روز افزون قدرت و محبوبيت مير بزرگ ، بهانه اي ديگر بود که افراسياب چلاوي به سراغ فقهاي اهل سنت آمل و مخالفين مير بزرگ رفته و با ايشان ارتباط برقرار بکند . اين افراد وي را تشويق به حذف سيد قوام کرده و قول مساعدت و پشتيباني به وي دادند . با اين قول مساعدت مخالفين بزرگ ، افراسياب چلاوي به صورت جدي مشغول برنامه ريزي جهت حذف مير بزرگ شد . ( 11 )
برنامه افراسياب چلاوي جهت حذف مير بزرگ
کياافراسياب چلاوي به منظور حذف سيد قوام و با تباني با علماي اهل تسنن به صورت محترمانه پيشنهاد مناظره سيد قوام با علماء اهل تسنني را مطرح کرد . زماني که جلسه برقرار شد سيد قوام تمامي سوالات و شبهات علما سني مذهب را جواب داد ، اما علماء تسنن فقط با تهمت ذکر جلي گفتن و بيان حديث دنيا ( که دقيقاً با همين تهمت شيخ خليفه را نيز محکوم کرده بودند ) . سيد قوام را محکوم کرده و به زندان انداختند و کياافراسياب چلاوي از مسلک درويشي خارج شده و شروع به دستگيري و آزار شيعيان و درويشان کرد . ( 12 )
آستانه نهضت سادات قوامي پس از آنکه تسنن با تهمت ذکر جلي و حديث دنيا سيد قوام را محکوم کردند ، کياافراسياب سيد قوام را تحويل علماء تسنن داد و ايشان نيز ميربزرگ را با سر برهنه و دست و پاي غل و زنجير کرده در ملاء عام حاضر کرده و سپس ايشان را محبوس کردند . اين عمل ايشان همراه با ظلم و تعدي کياافراسياب نسبت به شيعيان و دراويش باعث يک قيام مردمي گرديد . مردم با هجوم به زندان سيد قوام الدين را آزاد کرده و در مقابل نيروهاي افراسياب چلاوي مقاومت نمودند . ( 13 )
تاسيس دولت مرعشيان با آزاد شدن سيد قوام به دست مردم و قدرت يافتن مير بزرگ ، افراسياب چلاوي که با رسيدن به هدف خود از مسلک درويشي خارج شده بود به جهت قدرت و حکومت خود به طرف رقيبان قديمي خود يعني کيا جلاليان رفته و جهت مبارزه با ميربزرگ ايشان را دعوت به همکاري کرد . کيا جلاليان نيز از ترس قدرت گرفتن سيد قوام با افراسياب چلاوي متحد شدند و تصميم به از بين بردن مير بزرگ گرفتند . اين اتحاد چلاويان و جلاليان منجر به بروز جنگي ميان ايشان و ياران سيد قوام الدين که اين جنگ در پايان به علت انگيزه بالاي ياران مير بزرگ به نفع ياران او به اتمام رسيد .
در اين جنگ کياافراسياب چلاوي همراه با سه پسر وي کشته شدند . (14) اين پيروزي باعث قدرت يافتن ميربزرگ در منطقه گرديد . سيد قوام پس از قتل کيا افراسياب آمل را فتح کرده و حکومت مرعشيان را تاسيس کرد . اين تاسيس در سال 760 هجري نقل شده است .
عملکرد مرعشيان و تحولات سياسي ، اجتماعي دولت مرعشيان
سيد قوام الدين پس از فتح آمل و تاسيس حکومت مرعشيان ، از قدرت کناره گرفت و حکومت را به فرزندان خودواگذار کرد . اين تصميم مير بزرگ به جهت رسيدگي به امور ديني و معنوي مردم بود . اين جمله منسوب به ايشان است که من براي به دست آوردن دنيا قيام نکرده ام ، بلکه مقصود من رضاي خالق بوده است . (15)
اما فرزندان مير بزرگ که با توجه به شرايط زمانه و مشکلات منطقه اي توان اداره حکومت را در خود نمي ديدند با اصرار زياد سيد قوام الدين را با خود همراه نمودند . زيرا سيد قوام الدين با نفوذ معنوي که در ميان مردم داشت تحولي اساسي در آنان ايجاد مي کرد. به عنوان مثال زماني که يد قوام الدين به جهت رفتن به جنگ لباس رزم بر تن کرد ، مردم آن نواحي نيز به تبعيت از ايشان آماده براي جنگ و همراهي ايشان مي شدند . همچنين فعاليتهاي تبليغي سيد قوام نيز باعث شد که مردم دسته دسته به مذهب تشيع گرايش پيدا مي کردند . ( 16 )
برخورد مناسب و خوب سيد قوام الدين و فرزندانشان با مردم حتي با دشمنان ، باعث ايشان به سوي مير بزرگ مي شد . درخواست همسر کيا و که دشمن سيد قوام بود و در جنگ کشته شد مبني بر دفن محترمانه کيا و در پارچه هاي کتاني و موافقت سيد با اين امر ( 17 ) و يا موافقت با درخواست کيا جلال مستمر جهت محفوظ ماندن اموالش در صورت تسليم شدن وي و پايبندي به قول و قرار ايشان و فرزندان وي تحولي عجيب در دوست و دشمن و گرايش به ايشان و تشيع را در پي داشت . ( 18 ) . همچنين خدمات رفاهي اجتماعي مرعشيان پس از تسلط بر يک منطقه اعم از بازسازي مناطق جنگ زده ، ساختن ساختمانهاي عام المنفعه مانند مسجد ، بازار ، حمام ، حفر چاه و ... باعث محبوبيت بيش از پيش سادات مرعشي نزد مردم بود .
تلاشهاي فرهنگي مرعشيان سيد قوام الدين که خود را شاگرد سيد عزالدين سوغندي مي دانست و از طريق آموزه هاي وي ادامه دهنده راه سربداران بود ف در عملکرد خود چنان عمل کرد که با اخلاق خوب و رفتار مناسب توانست دوست و دشمن را به سوي خود جذب کرده و قدرت بسياري در منطقه به دست آورد . ايشان مردم را به مذهب و راه و روش خود دعوت کرده و توبه کساني که به خدمت ايشان مي رفتند را به حکم الحکم بالظاهر مي پذيرفت . ( 20 )
سيد قوام الدين با تبليغ تشيع در منطقه و با رعايت زهد و تقوي به فرزندان خود تاکيد مي کرد که در مقام عدل و انصاف با مردم رفتار نمايند . امر به معروف و نهي از منکر را شعار خود قرار دهند و با مسلمانان با ملاطفت و مهرباني برخورد نمايند . ( 21 ) همچنين عملکرد ايشان در مراسم تدفين پيکر سيد عبدالله فرزند ارشد ايشان که به دست دشمنان کشته شد و با همان لباسهاي خون آلود دفن گرديد ، باعث تداعي حال و هواي شهداي کربلا و زنده شدن نام و ياد قيام کربلا شد . اين عمل سيد تاثيري عميق بر آداب و رسوم و مراسمهاي عزاداري شيعيان منطقه داشت و اثر آن تا حال ادامه دارد . ( 22 )
تاثيرات مذهبي قيام مرعشيان
تعاليم سيد قوام الدين را مي توان داراي 2 بعد دنيوي و معنوي دانست . ولي در بعد معنوي به ترويج اعتقادات تشيع اثني عشري با پوششي از فقر و درويشي مي پرداخت . محکوم شدن ايشان در جمع علما اهل تسنن نيز در همين راستا بود . همچنين يکي از علل حمله تيمور به مازندران نيز به گفته ي خود تيمور تشيع اين سادات بوده است . ( 23 )
در بعد دنيوي فعاليتها و تعاليم سيد قوام الدين تلفيقي از تعاليم شيعه ، همراه با ويژگيهاي سازمان فتوت عصر او بود که باپ يروي از برابري و مساوات و سالامي و رسيدگي و حمايت از فقرا و مساکين و رعايت عمل و انصاف به اين تعاليم مي پرداخت . ( 24 ) همچنين از عقايد مبرز سيد قوام ، مي توان به انجام امر به معروف و نهي از منکراشان کرد . وي اعتقاد داشت دين و دنيا از هم جدا نيست . ( الملک و الدين تومان ) . همچنين از عملکرد ايشان به دست مي آيد که وي به نوعي خلافت يا ولايت امر اعتقاد داشته است که در حيطه ي حکومتي خود رعايت مي کرده است . ( 25 )
ايشان تعاليم خود را دنباله تعاليم شيخ خليفه و شيخ حسن جوري بيان مي کرد . ايشان تعاليم شيخي انقلابي را با ايدئولوژي اعتقاد به ظهور امام زمان ( عج ) مطرح مي کرد . وي مذهب تشيع را از گوشه خانقاه ها و مساجد به متن جامعه کشيده و بعد دنيوي و انقلابي به آن داده بود .
اين رفتار ايشان تاثير شگرفي در دوست و دشمن گذاشته بود به گونه اي که اين عملکرد مثبت ، زمينه به وجود آمدن قيامهاي شيعي ديگر در خارج از طبرستان را به دنبال داشت . خاندان شيعي آل کيا و قيام ايشان در سرزمين گيلان را مي توان متاثر از قيام و عملکرد سادات مرعشي مازندران دانست . ( 26)
عوامل موفقيت مرعشيان در گسترش تشيع
با توجه به اينکه سيد قوام الدين فقيهي بزرگ بوده و متاثر از قيام سربداران و رهبران معنوي آنها به حمايت از مردم در مقابل ظلم و جور حکام وقت قيام کرد ، مي توان عوامل ذيل را در موفقيت سيد قوام و گسترش مذهب تشيع در سرزمين مازندران موثر دانست :
1 ـ رفتار مناسب و منصفانه و بدون تبعيض با دوست و دشمن
2 ـ شرکت دادن مردم در بازسازي و آباداني شهرها
3 ـ تقسيم راضي فتح شده و ثروتهاي به دست آمده بين مردم .
4 ـ حاکم کردن حکام و فرمانروايان عادل و مشرع
5 ـ حضور فيزيکي خود سيد قوام الدين مرعشي با لباسي رزم در بعضي از جنگها و آثار سياسي و اجتماعي آن .
6 ـ ايجاد عدل و انصاف بين مردم و تلاشي بسيار جهت از بين بردن ظلم و جور .
7 ـ از بين بردن طبقات اجتماعي با جاري کردن روش و منش درويشي و عياري بين مردم .
8 ـ خدمات اجتماعي فراوان و آباداني مناطق تحت تصرف به کمک خود مردم .
9 ـ تبليغ و آموزشي مذهب تشيع و درويشي در رشد فرهنگي مردم .
10 ـ صداقت در گفتار و رفتار در برابر مردم .
11 ـ عملکرد منصفانه طبق قول و قرار با دشمنان و متخامصان پس از جنگ يا صلح .
12 ـ مشاوره هاي مکرر بين پدر و فرزندان .
فصل دوم
گسترش قلمرو مرعشيان
در پي موفقيت هاي مرعشيان در قلمرو حکومتي خود و قدرت يافتن ايشان عده اي از مخالفان اين حکومت که شامل زمينداران بزرگ محلي و اشراف و حاکمان مناطق اطراف بودند دست به پاره اي اقدامات بر عليه مرعشيان زدند که مقدمات رويارويي مرعشيان با مخالفان خود را فراهم نمود . اين مخالفان به ترتيب عبارتند از :
1 ـ کيا جلاليان که در منطقه ي ساري و قلعه توجي مستقر بودند .
2 ـ کيا جلال متمير که در قلعه فيروزکوه مستقر بود .
3 ـ کيا اسکندر سياوشي سخت کمان که در سواد کوه مستقر بود .
4 ـ استعداد و ملاک آن که همه تحت تسلط ملک قياد بودند .
جنگ مرعشيان با مخالفان در پي اختلافات فکري و اعتقادي بين سادات مرعشي و کيا جلاليان که يکي از ايشان در پي افزايش قدرت دنيوي جهت حکومت بر مردم و ديگري در پي افزايش قدرت دنيوي جهت اجراي حکم و دستورات الهي بود ، جنگي در بين اين دو قطب قدرت در منطقه باول رخ داد .
در اين جنگ کيا فخرالدين جلال و کيا وشتاسف که در قلعه توجي مستقر بودند ، شکست سختي خوردند .
کيا جلال مجروح شد و کيا وشتاسف فرار کرد ( 27 ) و کليه ي مناطق تحت اختيار ايشان به تصرف مرعشيان در آمد . در پي اين پيروزي کيا جلاليان و کيا چلاويان به تحرکات پراکنده اي در گوشه و کنار ، بر ضد مرعشيان پرداختند . قتل سيد عبدالله فرزند ارشد مير بزرگ از جمله اين فعاليتها بود . پس از کشته شدن سيد عبدالله مير بزرگ به فرزندان خود دستور داد که از گريه زاري دوري کرده و فرزند خود سيد عبدالله را با لباني خون آلود به خاک سپرد . ( 28 ) اين عمل سيد قوام حال و هواي واقعه ي عاشورا در مردم زنده کرده و روحيه ي عجيبي به ايشان داد . در ضمن اين عمل مير بزرگ احياء کننده فرهنگ قيام تشيع در بين مردم بود. در پي قتل سيد عبدالله مرعشيان تصميم به از بين بردن کامل دشمنان خود گرفتند .
سيد رضي در آمل مانده و سيد کمال الدين به منطقه بابل رفت . در اين جنگ فخرالدين جلال با 4 پسرش کشته شد و شتاسف فرار کرده در قلعه توجي مخفي شد . پس از محاصره قلعه و مقاومت ياران و شتاسف سرانجام با کشته شدن وشتاسف قلعه توجي نيز سقوط کرد . از اينجا بود که همسر وشتاسف درخواست نمود که بدن وشتاسف را با احترام در پارچه هاي کتاني دفن شود که با موافقت مير بزرگ اين کار انجام شد . ضمناً کمال اليدن مرعشي با دختر وشتاسف ازدواج نمود که اين زن مادر بزرگ ظهير الدين مرعشي مولف مشهور کتاب تاريخ طبرستان و مازندران مي باشد . ( 29 )
با سقوط قلعه توجي ، ساري که دارالحکومه کيا جلاليان بود نيز فتح شد . با فتح ساري حکومت مرعشيان با بلاد مختلف هم مرز شد .
همسايگان حکومت مرعشيان پس از فتح منطقه ساري :
پس از فتوحات اوليه و غلبه مرعشيان بر دشمنان خود اين حکومت با فتح ساري يا بلاد زير هم مرز همسايه شد :
1 ـ از مشرق با سرزمين استرآباد به سردمداري امير ولي استرآبادي
2 ـ از مغرب با سرزمين استرار به سرکردگي ملک قباد
3 ـ از جنوب با سرزمين سواد کوه و فيروز کوه به فرمانروايي کيااسکندر سخت کمان و کيا جلال متحير .
4 ـ از جنوب غربي با سرزمين تنکابن و قزوين .
ادامه فتوحات مرعشيان : پس از فتح ساري به علت اهميت کوهستان ، قلعه هاي سوادکوه و فيروزکوه نيز که هر دو تحت نفوذ کياجلال قسمير بود فتح گرديد . اين منطقه به علت اهميت آن کليد متصرفات آينده مرعشيان بوده ، زيرا ايشان را به خراسان و قومش نزديک مي کرد . آخرين منطقه اي که مرعشيان موفق به فتح آن شدند . منطقه رستمدار بود که به علت خلف وعده فرمانروايان آن در خصوص کمک به سادات مرعشي در فتح قلعه فيروزکوه کوتاهي کرد و به آزار و اذيت هواداران مرعشيان پرداختند . لذا مرعشيان تصميم به حمله ي آن منطقه را گرفتند . از بين جنگهايي که بين سيد فخرالدين و ملک قباد روي داد هم در سال 782 و هم در سال 783 هجري سادات مرعشي به پيروزي رسيدند . ( 30 )
همچنين در عرض سالهاي 784 تا 786 کليه ي قلعه هاي موجود در لواسان تا طالقان به تصرف سادات مرعشي درآمد . ( 31 )
عملکرد مرعشيان
از جمله کارهاي مهمي که مرعشيان پس از فتح هر منطقه انجام مي دادند که موجب رضايتمندي مردم منطقه اعم از دولت و دشمن را فراهم مي کرد ، مي توان به
موارد زير اشاره کرد : ( 32)
1 ـ کمک طلبيدن از مردم همان مناطق تصرف شده جهت آباد کردن آن منطقه
2 ـ حفر چاه هاي آب ، ساخت مسجد ، ساخت حمام ، ساخت بازار جهت رفاه مردم
3 ـ ترويج عدالت اجتماعي و برقراري عدل و داد
4 ـ بر طرف کردن فسق و فجور و اجراي امور شرعي و مذهبي
5 ـ نصب حاکمان عادل و با تقوي جهت اداره ي شهر
قزوين و علل تصرف آن توسط مرعشيان شهر قزوين در زمان مرعشيان تحت حکومت هيچ قدرتي نبود و ملوک الطوايف در اين منطقه مشغول شورشي و غارت بودند . از جمله قدرتهاي محلي در آن منطقه مي توان به قدرتهاي زير اشاره کرد .
1 ـ سلطان حسين پسر سلطان اويس ايلکاني در آذربايجان .
2 ـ شاه شجاع مظفري
3 ـ عادل آقا
4 ـ الموت که در اختيار کيايان هزار اسپي و گاهي اسماعيليان بود .
به همين دليل قزوين هميشه در معرض تهديد و تاخت و تاز ملوک الطوايف بود و به همين دليل بزرگان قزوين از مرعشيان خواستند که تحت الحمايه مرعشيان قرار گيرند و اين درخواست با موافقت سيد فخرالدين مواجه شد و قزوين فتح به صلح شد و حاکمي عادل براي آن منطقه در نظر گرفته شده و مشغول به کار شد . ( 33 )
وفات سيد قوام الدين مرعشي سيد قوام الدين مرعشي که خود فقيهي بزرگ داراي تقوي و زهد بود ، با اجراي عدل و انصاف و پيروي از دستورات اسلام و پيروي از شريعت و مذهب تشيع سرانجام در سال 781 چشم از جهان فرو بست . ( 34 )
ظهور تيمور لنگ : در سال 765 هجري امير تيمور لنگ در منطقه ماوراء النهر خروج کرد . وي به جهت کشور گشايي شروع به حمله به مناطق مجاور و سرزمينهاي اطراف خود نمود . در اين زمان اسکندر شيخي فرزند کياافراسياب که به دست سادات مرعشي به قتل رسيده بود از ياران و ملازمين تيمور لنگ بود . اسکندر شيخي به دليل دشمني و خصومتي که با سادات مرعشي داشت ، تيمور لنگ را تحريک به حمله و فتح مازندران مي نمود . ( 35 ) در اولين مرحله از حمله تيمور به مناطق شمال ايران و سرزمين مازندران ، وي موفق به فتح منطقه رستمدار شد ، اما پس از آن با امير ولي حاکم آن سرزمين صلح نمود .
امرولي حاکم منطقه رستمدار بود که چند مرتبه درصدد تجاوز به متصرفات مرعشيان برآمده بود ، اما با حمله مرعشيان مجبور به عقب نشيني و فرار شده بود . از طرفي نيز مرعشيان به دليل اينکه منطقه رستمدار را يک حائل و سپر در مقابل حملات تيمور مي دانستند ، با اميرولي حاکم رستمدار صلح کردند . ( 36)
در مرحله ي دوم حمله تيمور به منطقه رستمدار کل آن سرزمين به تصرف تيمور درآمد و تيمور هم مرز مرعشيان شد . در کل مي توان صلح اوليه تيمور با اميرولي را يک صلح صوري و ظاهري دانست ، زيرا تيمور با اطمينان از اين صلح به فتوحات ديگر خود در مناطق دور دست تر ، پرداخت .
تعهدات سيد کمال الدين جهت عدم حمله تيمور به مازندران
سيد کمال الدين به منظور جلب نظر تيمور و جلوگيري از حمله وي به سرزمين مازندارن و متصرفات مرعشيان تعهداتي را انديشيد . وي به جهت جلوگيري از حمله تيمور پسر خود غياث الدين را با تحف و هداياي گرانبهايي به اردوگاه تيمور فرستاد ، اما تيمور در برخورد يا نماينده مرعشيان به سردي برخورد کرده و اعتراض نبود که چرا خود حاکم مرعشيان يعني سيد کمال الدين جهت اداي احترام به نزد وي نرفته است و پاسخي مناسب به نماينده مرعشيان نداد . ( 37 )
مدتي بعد از ارسال نماينده مرعشيان مجدداً سيد کمال الدين حاکم مرعشيان ، فرزند خود سيد غياث الدين را با هداياي بسياري به نزد تيمور فرستاد و طي يک پيغام به تيمور عرضه داشت که :
ما جمعي از ساداتيم که در اين جنگل مقيم گشته و به دعاي دولت مواظبت مي کنيم . چون پدر اسکندر شيخي مرتکب ظلم شده بود ، آن ولايت به اطاعت ما درآمد ، و جز دعاگويي انتظاري نداريم . ( 38 )
از طرف ديگر اسکندر شيخي به دليل خصومت و دشمني با سادات مرعشي ، دائماً از کثرت اموال و ثروت موجود در سرزمين مازندران براي تيمور تعريف کرده و وي را ترغيب به حمله آن سرزمين مي کرد . نهايتاً نيز تيمور با محبوس کردن نماينده مرعشيان تصميم به حمله به متصرفات مرعشيان گرفت . در سال 794 هجري جنگ سختي بين مرعشيان و لشکر تيمور روي داد که مرعشيان شکست خورد و به قلعه ماهانه سر پناه بردند . ( 39 )
تسخير قلعه ماهانه سر تسخير قلعه ماهانه سر دو ماه طول کشيد و در پايان سادات در سال 795 هجري تسليم تيمور شدند . به نقل از سيد ظهير الدين مرعشي تيمور اعتراف کرد که ، ثروت چند پادشاه که سرزمين آنها را تصرف کردم به اندازه ي ثروت سادات مرعشي که از قلعه ماهانه سر خارج کردم ، نبود . ( 40 )
شايد بتوان اين گفته تيمور را دليل بر دنياگرايي مرعشيان و ظلم و تعدي يا حداقل سست شدن ايشان نسبت به عدل و انصاف پس از فوت مير بزرگ دانست . ( 41 )
پس از صلح بين مرعشيان و تيمور سادات مرعشي با احترام به اردوگاه تيمور آورده شدند و در مقابل او قرار گرفتند . در اين ملاقات تيمور علت حمله خود را چنين بيان کرد که :
من به جهت ملک و مال نيامدم بلکه آمدن من به جهت مذهب شما بود که رافقي هستيد ، زيرا شما سب صحابه مي کنيد . ( 42 )
از گفته هاي تيمور ، تحريک و تهييج اسکندر شيخي کاملاً واضح بود که نتيجه دشمني وي با مرعشيان بوده است .
پس از گفته هاي تيمور خطاب ه سادات مرعشي ، سيد کمال الدين در يک حرکت شجاعانه پاسخي کوبنده به تيمور داد به گونه اي که تيمور عاجزانه پاسخ دادن به سيد کمال الدين گشته دستور داد که سريعاً سادات را از جلسه خارج کرده و در مقابل آن ف ايشان را به خط کنند . اسکندر شيخي نيز به علت کينه هاي شخصي در همين زمان حساس از تيمور درخواست کرد که دين سادات را به وي بسپارد تا انتقام پدر و برادران خود را از ايشان بگيرد .
اما تيمور جانب احتياط را گرفته و خطاب به اسکندر گفت علاوه بر تو حاکم و ملک طوسي و ملک رستمدار نيز صاحب خون و انتقام نسبت به اين سادات هستند و من بايد با ايشان نيز مشورت کنم . در اين زمان تيمور در مشورتي با ملک طوسي نظر وي ، پيرامون کشتن سادات ، مرعشي را خواستار شد .
ملک طوسي چنين پاسخ داد که : خود اين سادات هيچ کدام از مردم ما را نکشته اند که بر ما قصاص لازم باشد . بلکه نوکران مجهول الهويه بعضي را کشته اند که هيچ قصاصي بر اين سادات لازم نمي آيد . اما بدان که ايشان سادات هستند و هر که ايشان را بکشد فرداي قيامتدر پهلوي يزيد لعين بايد بايستد و سوالات ايزدي را جواب دهد و من طاقت ايستادن در کنار يزيد لعين را ندارم . ( 43 )
سرانجام سادات مرعشي : پس از صحبتهاي ملک طوسي ، تيمور ضمن ابراز خشنودي و خرسندي از اين مشورت و با ابراز ناخرسندي از تحريکات و اغراض سليقه اي و شخصي اسکندر شيخي ، سادات را از غير سادات جدا کرده و غير سادات را کشته و سادات را تبعيد نمود .
اين گفتار ملک طوسي دلالت به شدت تاثير تعليمات و عملکرد سادات مرعشي داشته و بيان مي کند که دشمنان ايشان چگونه در مورد ايشان رفتار و قضاوت مي کرده اند .
پس از تصميم تيمور به تبعيد سادات ، وي ايشان را به منطقه ماوراء النهر تبعيد نمود . ( 44 ) اما براي جلوگيري از قدرت يافتن مجدد ايشان ، اين افراد را به مناطق مختلف تبعيد نمود . اين مناطق عبارتند از : ( 45 )
1 ـ عدواي را به جهت تسلط بر ايشان و جلوگيري از طغيان در نزديکي پايتخت خود ساکن کرد .
2 ـ عدواي را به سمرقند فرستاد
3 ـ برخي را به سيران فرستاد
4 ـ عدواي را به کاشمر تبعيد کرد
5 ـ گروهي را به خوارزم فرستاد .
6 ـ سادات غير از نسل مرعشيان به نقاط ديگر غير از نقاط فوق تبعيد شدند .
پايان حکومت مرعشيان
در واقع ميتوان گفت که تسخير قلعه ماهانه سر ، پايان قدرت حکومتي سادات مرعشي بود . البته ايشان بعد از فوت تيمور با بازگشت به سرزمين مازندران دوباره در آن سرزمين به حکومت پرداختند اما هيچگاه به قدرت اوليه خود و استقلال اوليه برنگشتند و در غالب يک حکومت محلي تحت حمايت صفويه قرار گرفتند . ( 46 )
سرانجام فرزندان سيد قوام الدين پس از تبعيد نيز بدين صورت رقم خورد که ، در سال 801 سيد سيد ککمال الدين در کاشمر از دنيا رفت ف مدتي بعد نيز سيد رضي الدين و سيد فخرالدين فوت کردند . بقيه فرزندان مير بزرگ همراه با فرزندان خود او فرزندان سيد کمال الدين ، سيد رضي الدين و سيد فخرالدين پس از فوت تيمور با موافقت فرزند تيمور يعني شاهرخ به موطن اصلي خود يعني مازندران بازگشتند ، اما هيچگاه به قدرت اوليه حکومت و دولت مرعشيان در زمان سيد قوام الدين و فرزندانش برنگشتند . ( 47 )
کلام آخردر بررسي و تحليل دولت مرعشيان به دست آمد که دولت سادات مرعشي متاثر از حرکت انقلابي شيعي ، رهبران معنوي سربدار تشکيل گرديد . اين دولت که در راس آن فقيهي بزرگ از علما شيعه قرار داشت . با الهام از عملکرد آزاديخواهان آن روزگار که عيران و صوفيان حامي رهبران معنوي سربدار بودند ، حرکت خود را آغاز کرده و تعاليم اخلاقي معنوي خود را در غالب فعاليتهاي صوفيانه آغاز کرد .
اين فعاليتها به علت آنکه برگرفته از مذهب تشيع بوده و از طريق عالمي شيعه که زهد و تقوي او زبانزد بوده ، ارائه مي گرديد به سرعت در بين مردم آن سرزمين جا باز کرده و تمامي دوست و دشمن را متاثر از اين تعاليم گردانيد . در بيان علل موفقيت زود هنگام سادات مرعشي مي توان از عملکرد منصفانه ايشان با مردمذ منطقه به عنوان عامل اصلي صحبت کرد .
عملکرد صادقانه ايشان در احترام به مخاطب و پايبندي به قول و قرار حتي در مقابل دشمنان باعث شد که ملک طوس که از رقيبان و دشمنان سادات مرعشي بود ، در مقابل تيمور به دفاع از ايشان پرداخته و مانع از کشته شدن سران اصلي اين حکومت و سادات مرعشي گردد . همچنين ميزان و نحوه ي خدمات اجتماعي از قبيل آباداني سرزمينهاي متصرفه و ايجاد امنيت اجتماعي و ... توسط ايشان مقدمات گرايش وسيع مردم منطقه به ايشان و مذهب تشيع را فراهم نمود . علاوه بر آن ارتباط بسيار زياد مير بزرگ با فرزندان خود و مشورتهاي ايشان ، ميزان موفقيت دولت مرعشيان را در صحنه هاي اقتصادي و فرهنگي دو چندان کرده بود . به گونه اي که اين آموزه هاي مستقيم و غير مستقيم فرهنگي اثرات اجتماعي بسياري را بر مردم و اجتماع گذاشت . عملکرد مناسب و ارائه خدمات به مردم مناطق متصرفه ، حضور مستقيم مير بزرگ در صحنه هاي کارزار جهاد اسلامي ، ارتباط نزديک و صميمي ايشان در ارائه آموزه هاي اسلامي و شيعي در جامعه حتي نحوه ي خاکسپاري فرزند مقتول ميربزرگ را مي توان از نقاط قوت فعاليتهاي فرهنگي ايشان دانست که اثرات اجتماعي بسياري را در آن زمان و حتي پس از آن در مناطق تحت تصرف مرعشيان و حتي سرزمينهاي اطراف به دنبال داشته است .
علاوه بر ذکر نقاط قوت مرعشيان در بررسي نقاط ضعف اين دولت مي توان به عدم وجود آثار علمي معتبر در اين دوره اشاره کرد ، زيرا با توجه به حضور فقيهي شيعه در راس حکومت ايشان همچنين با توجه به فعاليتهاي وسيع تبليغي و فرهنگي ايشان انتظار مي رود که آثاري مکتوب و معتبر در اين دوره توليد و بر جاي مانده باشد که متاسفانه در منابع تاريخي نه اثري به جاي مانده و نامي از آثار علمي منسوب به اين دوره بيان شده است .
البته علل و عوامل متفاوتي را مي توان در عدم تحقق اين امر بيان کرد که عبارتند از :
1 ـ تفکر و انديشه صوفيانه سوان اين حکومت مانع از رشد تفکر علمي آنان شده است .
2 ـ جنگهاي مکرر ايشان با دشمنان مانع از ايجاد فرصت مناسب جهت تاليف و توليد منابع علمي شده است .
3 ت با حمله تيمور به يان سرزمين و با دشمني تيمور با تشيع و افکار و مذهب شيعه اين اثار و منابع مخفي و يا نابود شده باشد .
آخرين نکته اي که پيرامون دولت مرعشيان در اين تحقيق به آن مي پردازيم ، بحث نسب اين سادات مي باشد که طبق بيان شجره نامه موجود در مقدمه کتاب تاريخ طبرستان ، رويان و مازندران مرحوم آيت الله مرعشي مدعي شده اند که نسب اين سادات از طريق حسين اصغر فرزند حضرت لي ابن الحسين زين العابدين به اين حضرت رسيده و ايشان از سادات حسيني محسوب مي شوند . اما در بررسي هاي صورت گرفته در اين پژوهش با مراجعه به کتب مختلف انساب از قبيل عمده الطالب ، المعقبون من آل ابي طالب ، ثقباء البشر و سراج الانساب به دست آمد که اين شجره نامه ادعا شده توسط مرحوم مرعشي مشوش بوده و نياز به تحقيق و بررسي بيشتري وجود دارد . البته ما درصدد رد و يا نفي سيادت اين علويان و سادات مرعشي نبوده و نيستيم بلکه فقط در بررسي و تطبيق اين شجره نامه ادعا شده به اين نتايج رسيديم .
در مقايسه و تطبيق اين شجره نامه ا کتاب مشجر عمده الطالب اثر مردم جمال الدين احمد در بسياري از قسمتهاي اين شجره نامه با آن کتاب اختلاف وجود داشت ( 48 ) . همچنين در مقايسه و تطبيق اين شجره نامه با کتاب شريف المعقبون من آل ابي طالب ( عليهم السلام ) که به بررسي اعقاب حسينيه حنفيه ، عباسيه ، عصريه ، جعفريه ، و عقيليه پرداخته است ، اختلاف کلي در نيمه ي اول اين شجره نامه با اعقاب بيان شده در آن کتاب وجود داشت . ( 49 ) همچنين اعقاب بيان شده در کتاب قباء البشر از فرزندان حضرت زين العابدين با اين شجره نامه اختلافاتي مشاهده گرديد .
تنها منبعي که در کتب انساب با شجره نامه ادعا شده توسط مرحوم آيت الله مرعشي ( ره ) تطبيق داشت کتاب شريف سراج النساب اثر استاد النسابه سيد احمد کياگيلاني بود . ( 50 )
موجود ، اين شجره نامه مشوق تشخيص داده مي شود و جهت اثبات اين اعقاب و نسب سدات دولت مرعشيان نياز به تحقيق و تفحص بيشتري وجود دارد .

[ یکشنبه هفتم خرداد 1391 ] [ 22:52 ] [ Iran.s ]
آمل{{Amol-Amul-Amel}} یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران در شمال ایران،استان مازندران است که مرکز شهرستان است.آمل از شهرهای قدیمی و فلاتی ایران است که پیشینه آن به دوره قبل از اسلام می رسد.این شهر به بام ایران،و شهر عرفا و فیلسوفان،و شهر هزار سنگر و اولین شهرعلویان معروف است.واژه آمل، حرف « آ » در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد » داشته و « مُل » به معنی مرگ و « آمل » ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است . آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

جمعیت و موقعیت

آمل با ۱۹۷٬۴۷۰ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.

مردممردم آمل از نژاد اصیل آریایی ها هستند که در اولین ورود خود به آمل آمده اند، مردم آمل به طور عمده فارسی و مازندرانی از ساکنان استان مازندران و استانهای همجوار می باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی وعلویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی میکنند.

زبان
بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده است.زبان طبرستانی کمتر از زبان های دیگر تحت تاثیر زبانهای بیگانه قرار گرفته است.زبان مردم آمل فارسی و طبری و به لهجه آملی می باشد.

گاهشمار
آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است.علاوه بر ماههای رسمی از ماه تبری استفاده می کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده است.

دین

اسلام دین نخست شهر محسوب می شود و این شهر اولین مرکز حکومت دین شیعه دوازده امامی بوده است،آمل تنها شهری در ایران بوده است که در وصیت نامه خصوصی سید روح الله خمینی آمده است.

آب و هوا

آب و هوای آمل بسیار مطبوع و سبک و هوای شمالی است و در کنار هراز رود ،رودخانهٔ هراز قرار گرفته، و از مراکزگردشگری فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود؛ و آب هوای آمل در تابستان‌ها گرم و مرطوب و در زمستانها ملايم. حداکثر ريزش باران در ماه آذر و حداقل آن نيز در ماه تير است.

وجه تسمیه

از روزگاران کهن تا به امروز این نام ها بر روی آمل نهاده شده است:اکیان،آماردها،همرو،آم� �ردیان،آمردها،علویان،آمرد� �ایالت طبرستان،هفت شهر،آمله، آمل(به ترتیب نیست).آمل در دو دوره در زمان اشکانیان و علویان پایتخت ایران بوده است.و در زمانمرعشیان و هشت دوره حکومت های ایرانی پایتخت طبرستان بوده است.بنابر تحقيقات باستان‌شناسان و مورخان در سده‌هاي پيش از ميلاد، اقوام گوناگوني در ساحل جنوبي درياي خزر از جمله قوم مارد يا آمارْد است.در کاتب آمده آمل به لغت آهوش است و هوش قباله های کهن (مل و مرگ) و بدین کنایت است از انکه ((ترا مرگ هرگز مباد))

در مورد وجه تسمیه شهر قدیمی آمل نظریات زیادی گفته شده که بیشتر آن ها بر این اعتقاد هستن که نام اولین گروه از قوم آریای ها که اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند.و بعضی ها بر این اعتقاد هستند که آمل از کلمه اسک گرفته شد است که در آن زمان اشکانیان روستای فعلی اسک را پایتخت اقلیمی خود کرده اند.
واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالا از قبیله باستانی (آ)مردها یا (آ)ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی mardui یا آمردی
Amardoi آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد.از نمونه هاي ديگر جنک آوري آماردان ، مبارزه سه ساله اين قوم با فرهاد اول اشک پنجم است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعيد آنان گرديد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیانگزارش "آمله" نیز می‌تواند باشد، چنانکه در تاریخ طبرستان و تاریخ کهن آمده است این است که اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می آید و پادشاه بلخ دستور می دهد تا این دختر جوان را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا میکند و با شکوه مقام والا به بلخ می برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ ها و قصر ها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ '''آمله''' گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد.شهر آمل دارای چهار دروازه به نام های دروازه گیل ،دروازه گرگان،دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.و نظریه دیگر این است که اردشیر بزرگ می گوید هزاران سال ، پيش از آمدن آرياهای ايرانی به فلات ايران چندين گروه مردمان بومي که چهار گروه آن مشهورترند در اين فلات جاي داشتند که چگونگي دوره هاي پيشين آن چندان روشن نيست . نام يکي از اين چهار گروه مردم بومي فلات ايران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » يا « آمارد » آمده که به زبان ايران و بومي مرد و آيمرد است و واژه هاي آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردي ، آي مردي ، جوانمرد ، جوانمردي ، گله و گيله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گيلان گويا است از نام باستاني اين گروه سرچشمه مي گيرد . رابينو معتقد است در ميان اقوام تاريخي مازندران يکي تيپرها بودند که در کوههاي شمالي سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل مي باشد به اسم آنها ناميده شد.

در گفتارها
پیرنیا می نویسد : « وقتی آریایی ها به فلات ایران آمدند ، مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد و عادت و اخلاق و مذهب پست تر از آنان بودند . آریایی ها مردم بومی از « دیو » یا « تور » نامیدند. علاوه بر این در مازندران آثاری بدست آمده که خیلی قدیمی است ودلالت بر صحت این استنباط می نماید . رفتار آریایی ها با این مردم بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود ، بخصوص که آریانها آنها را از خود پست تر می دانستند ، بنابراین در ابتدا هیچ حقی برای آنها قائل نبودند . » منطقه جبل امل و اموی از نام آمل گرفته شده است.
اردشیر برزگر می نویسد : « هزاران سال ، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره های پیشین آن چندان روشن نیست . نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود ، نام گروه مرد در نوشته ها « مارد » یا « آمارد » آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی ، آی مردی ، جوانمرد ، جوانمردی ، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند ، آمردها که شهر آمل ( آمرد همان آمل است چنانکه پرد همان پل می باشد ) به اسم آنها نامیده شد. »
یحیی ذکاء در « کاروند کسروی » آورده است :
آما ، آماردان یا ماردان ، در زمان لشکر کشی اسکندر ماکدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند ، ولی سپس چنانکه از گفته های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند .
آمل ، شهر شناخته و کهن مازندران که اکنون نیز هست ، گذشته از آنکه تاریخ بودن ماردان را در مازندران نشان می دهد؛ از راه زبان شناسی هم این واژه جزء دیگر شده آمارد نیست زیرا یکی از قاعده ها زبان شناسی عوض شدن «ر » و « د » به « ل » ، دیگری عوض شدن « ا » به «و » و دیگری افتادن « و» و بازماندن پیش در جای آن می باشد ، چنانکه از روی این قاعده واژه های « پارد » و
« وارد » و « سارد » کهن « پل » و « گل » و « سال » گردیده ، آمار نیز از روی آنها آمل شده ....
اردشیر برزگر می نویسد : « پاره ای از ایران شناسان را گمان این است که این دسته « آمرد » از لاهیجان کنونی تا حوالی بابل امروزه جای داشتند و همین دانشمندان را اندیشه بر این است که شهر آمل پایتخت باستانی آنان ، نخست به نام این گروه « آمرد » بود . رفته رفته آملد و آمل برگردانیده شده است و امروزه نام آمل هم در میان توده مازندران AML است نه AMOL » .
وی مرزهای سکونت این قوم را چنین توضیح می دهد : « مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود ، از خاور به مرز ورگانا ، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین ( کاسپین ، کاسو ، کازاک یا قزاق ) و از باخترن تا آن دست لنکران ( قفقاز ) و از جنوب خاوری به کومیسین ( قومس یا دامغان ) و از جنوب رکا ( رک یا ری ) و جنوب باختری به کسپین
( قوزوین ) و سرزمین مدی چسبندگی داشت . »
وی در جای دیگر می نویسد :
« در حدود سه هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا « گرگان » گذشتند وبه سرزمین مردها رسیدند ، منطقه را سبز و خرم یافته ، رحل اقامت افکندند ؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند . » در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست . عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر ، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
پورداود نوشته است : « آمیانوس Ammianus در حدود سال 360 میلادی کتاب خود را نوشت
] وی [ و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می کنند که در سواحل دریای خزر می زیستند و تیره ای از همین مردم در آسیای مرکزی ، نزدیکی مرو رود جیحون ( آمویه ) بسر می بردند .»
او در ادامه می نویسد : « نام شهر آمل یادگاری است از همین قوم که نام خود را به این سرزمین داده اند . »
اردشیر برزگر معتقد است « در دوره اشکانیان ، مردها با اشک پنجم ( فرهاد یکم ) جنگیدند و پس از سه سال مبارزه شکست خوردند و بسیار به قتل رسیدند . وی آنها را به آنسوی خراسان کوچانیده و اینها به یادگار آمل در آنجا شهری ساختند به نام آمل که ابن خردابه در المسالک و مقدسی در احسن التقاسیم و ابن العبری در مختصر الدول وجود شهری به نام آمل را در بخش غربی جیحون تائید کرده اند. »
نصراله هومند در جزوه آشنای مختصری با شهر آمل با این نظر مخالف است و می نویسد : « تز میان همین اقوام مهاجر آریائی ( آزادگان ) شاخه ای دیگر با نام آموهائی برای بدست آوردن سرزمینی بزرگ و آباد از سرزمین اصلی خود مهاجرت نموده و در کناره رود هراز ( هرهز ) آرام یافتند. چنانکه این قوم توانستند در کنار ( ه ) غربی همین رود شهری را بنا کنند و نام قبیله و قوم هود را بر آن شهر بنهند . با گذشت زمان به گونه های : آموری ، آمو ، آمل بدل شد.»
و سرانجام نتیجه می گیرد :« منظور از این همه اشارات و یادآوری ها این بود که « آموئی ها » مردمان اولیه سرزمین آمل و اطراف از سمت غرب به شرق مهاجرت نکردند بلکه از شرق دریای خزر به مازندران ( تبرستان ) مهاجرت نموده ساکن شدند و... واژه هایی مانند آمارد ، آملد ، امرته را نمی توان ریشه لغوی شهر آمل به حساب آورد در صورتی که با اندکی دقت و توجه می توان
( ریشه واژه آمل را به اینگونه بدست آورد : آمل – آمو – آموی- آمویه . » )
پور داود نوشت : « از آنچه گذشت پیداست در پارینه نام مردمی که در آن ساما می زیستند امرد Amarda خوانده می شد و نام آمل در مازندران یادگاریست از آن دوران . »
هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ ، از اقوام تیبارینها ، ماکروینها ، موزیکانها و مارد ( آمرد ) ها نام برده است .
پیرنیا معتقد است پس از آمدن آریانها به فلات ایران ( قسمت شمالی فلات ) و زندگی در این منطقه و پی بردن به مشکلت و خطرات یک زندگی طبیعی و ضرورت همزیستی ، اختلاط نژادی آنها با بومی ( آماردان ) آغاز شد . چنانچه از ظواهر و مستندات و مدارک موجود برمی آید آماردها اقوامی مبارزه و جنگجو بودند ، از بارزترین شواهد این مدعا نبرد این قوم با سپاه اسکندر مقدونی است . آورده اند پس از ورود اسکندر به قسمت شرقی مازندران فعلی تنها قومی که نماینده ای در جهت تقدیم تحف و پیشکش و پذیرفتن استیلای اسکندر به نزد وی نفرستاد آماردها بودند .
برزگر در این باره می نویسد : « ماردها ( مردها ) به اسکندر سرفرود نیاورده و نمیانده نزدش نفرستادند . اسکندر گفت « خیلی غریب است که یک مشت مردها نمی خواهند مرا فاتح خوانند » سپس ورزیده ترین سپاه خود را به سوی آمل راند و فرهاد ( ساتراپ) را نیز با خود برد »
از بررسی اسناد و مدارک باقیمانده چنین بر می آید که جنگ با اقوام جنگجوی آماردها در جنگلهای ابنوه برای اسکندر و سپاهیانش بسیار مشکل و طاقت فرسا بود ، آشنایی این قوم با شیوه های جنگ و گریز در جنگل و زندگی در آن و خو گرفتن آنان با شرایط خاص زندگی و نیز جنگ در جنگلهای انبوه ، کار فتح را مشکل کرد و پیشروی سپاه فاتح اسکندر در جنگلهای محل سکونت آماردان متوقف گردید.
ربودن اسب محبوب اسکندر بنام « بوسیفال » یا « بوسیفالوس» کارایی این قوم را در جنگ ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی ، نشان می دهد ، سرانجام اسکندر در مقابل پس گرفتن اسب محبوب خود در قبال متارکه جنگ و پذیرفتن ضمنی صلح بدون فتح منطقه مجبور به بازگشت شد.
از نمونه های دیگر جنک آوری آماردان ، مبارزه سه ساله این قوم با فرهاد اول « اشک پنجم » است که سرانجام منجر به شکست آماردان و تبعید آنان گردید.
اکرم بهرامی نوشته است : « فرهاد اول پادشاه آماردها را در منطقه آمل شکست داد و آنها را به حوالی خوار ، مشرق ورامین ، کوچانید و تپوریها جای آنها را گرفتند . »
مرحوم مهجوری به نقل از پیرنیا می نویسد :
« جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید . از اینجا معلوم می شود جنگ با این مردم سخت بوده ، از طرف دیگر دیده می شود که سلوکیها در این جنگ هیچ دخالتی نمی کنند ، حال آنکه اسما سرزمین ماردها یکی از ایالات تابعه آنهاست . از اینجا چند نکته را می توان استنباط کرد . اولاً دولت سلوکیها در این زمان رو به ضعف نهاده بود و ماردها مردمی نبودند که به آسانی تحت تابعیت بمانند . بنابراین اعتنا به سلوکیها نداشتند ، حتی ظن قوی این است که بعد از اسکندر مستقل شده بودند. »
و درجای دیگر نوشته است :
« درباره خوی و احوال آماردها گواهیهایی از مورخان باختری برای ما مانده است . مثلاً ژوستن Justin آنان را نیرومند و شجاع خوانده است. آریان می گوید که آماردها مردمی بودند بی بضاعت ، ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر . »
و باز در ارتباط با دلیری و شجاعت آماردها در کتاب تاریخ مازندران به نقل از یک دایره المعارف از کتابخانه دانش عمومی Library Of General Knowledge چاپ 1882 میلادی آمده است :
« قسطنطین چهارم در 686 میلادی ] سده هفتم [ دوازده هزار از مردی ها را ، که قبیله ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند و در بخش های شمالی دریای خزر می زیستند ، برای سد و جلوگیری تاختن های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید . »
در مرز گوگمل در قلب قشون ، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی جای داشت که جنگ آوران هندی، کاری ، آناپاست Anapast و تیراندازان ماردی « آمارد » گرداگردش صف بسته بودند .
شواهد دیگری از قدرت جنگندگی این قوم در نبردهای ترموپیل ، گوگمل و نیز دیگر نبردها با ساردها یا نیروهای بابل در دوره هخامنشیان موجود است .
ب – دومین نظر درباره پیدایش شهر آمل متکی به نوشته های ابن اسفندیار ، کاتب آملی ، در کتاب « تاریخ تبرستان » می باشد. ابن اسفندیار در صفحه 82 کتاب فوق تصریح می کند که در سال 613 هجری قمری مشغول نوشتن این کتاب بوده است . اساس و بنیان کتاب یاد شده بنابر نوشته ابن اسفندیار از کتاب عقد سحر و قلائد در تالیف ابوالحسن بن محمد الیزدادی است . ابن اسفندیار زاده و ساکن آمل بوده و بنابر نوشته اش به خوارزم نیز رفت . روایت وی در ارتباط با پیدایش آمل افسانه گونه است . وی معتقد است آمل ماخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمده ، یزدان آباد ( که معروف و معمور است ) و روستای استادرستاق (که آنهم در دوره ابن اسفندیار ظاهرا آباد بود ) را بنا نهادند . وی در تاریخ تبرستان می نویسد : « بنای آمل به فرمان آمله دختر یکی از روستای اهلمستاق و همسر فیروز ، شاه بلخ ، ساخته شد . »
ج – نظر سوم در باب پیدایش آمل ، که بر دلایل و مدارک متقن و مستدل استوار نبوده و یا نگارنده با آن برخوردی ننموده است . بنیاد شهر آمل را به طهمورث ، جمشید ، کیومرث و ..... از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهد.
ملگونف سیاح روس در سال 1280 هجری قمروی بدون ذکر ماخذ نظر می دهد: « در بنای آن اختلاف است به ضحاک ( و کیومرث و جمشید و هوشنگ ) و فریدون و طهمورث نسبت دهند. »
دولتشاه سمرقندی در « تذکره الشعرا » آورده است:
« اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته ، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست . فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهران گور تختگاه ربع مسکون آمل بود . »
قاضی احمد قزوینی در « تاریخ جهان آرا » را نوشته است :
« طهمورث بن هوشنگ لقبش نجیب و بعضی دنباوند یعنی تمام سلاح گفته اند اما مشهور به دیوبند است . آمل مازندران و اصفهان و بابل از آثار او اشتهار دارد . »
حمد الله مستوفی در « نزهه القلوب » آورده است :
« آمل از اقالیم چهارم باشد طولش از جزیره خالدات فزک 107 و عرض از خط استوالول 66 طهمورث ساخت اثری بزرگست .. »
میشل ورنوف می نویسد: آمل آماردها قوم نخستین بوده اند پس به این گونه آمل پایتخت باستان ایران بوده و آبادترین بلاد قومی ایران بوده است.،در کنارش همه نهر و جوی طلا و مس و روی و قلعه ها و بزرگترین رود ایران هزهز در این منقه عطیم است و قله ای کبیر در آمل است که به ان ماوند می گویند.


ابن‌ فریغون این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پر آب ترین و پر علم ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است: آمل شهریست عظیم و زیبا و پر آب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق های فراوان و مقر ملوک آریایی ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفا و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی الات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و ..و از طلاهایش داغگین...


مرکز جغرافیا شناسی

آمل در قدیم مرکز گیتی شناسی و جغرافیا ایران بوده است.و از این رو آمل را جزو شهر اولین ها می دانند.

تاریخچه
بعضی ها معتقدند تاریخ آمل با افسانه ها پیوند خرده است.گرچه آمل قدمت آن به اول آریایی ها و قبل از اسلام بر می گردد ولی به خاطر اینکه در زمان آماردها آمل رونق خاصی گرفته و از آن دوره تمام اراضی آمل رونق ویژه ای در تمامی زمینه ها گرفت و از آن جا آمل جدیدی در کنار رود هراز روی کار آمد.در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند جاده شوسه‌ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می شده است.

در اشعار
در ادبیات فارسی قدیمی اشعار بسیار زیادی وجود دارد که آمل در آنها ایفای نقش نماید،از اشعار اساطیری گرفته تا اشعار در وصف ایران و آمل،این شهر نقش بسزایی در تاریخ کهن فارسی در جهان داشته است.از جمله این اشعار:

فردوسی
بیاراست گیتی بسان بهشت... به جای گیا سرو گلبن بکشت از آمل گذر سوی تمیشه کرد ... نشست اندر آن نامور بیشه کرد
-
بپردازم آمل نیایم به جنگ سرم را ز نام اندرآرم به ننگ
-
بزرگان ایران ز گفتار اوی ، بروی زمین برنهادند روی
-
چو اغریرث آمد ز آمل به ری

وزان کارها آگهی یافت کی

بدو گفت کاین چیست کانگیختی

که با شهد حنظل برآمیختی
-
منوچهر با سلم و تور سترگ

بیاورد ز آمل سپاهی بزرگ
به چین رفت و کین نیا بازخواست

مرا همچنان داستانست راست

مسعود غزنوی
هند بگشاده و آمل همه بگشاده بود .. لشکر صعب سوی ترک فرستاده بود

فخرالدین اسعد گرگانی
از آن خوانند آرش را کمانگیر .. که از آمل بمرو انداخت یک تیر

طالب آملی
چو من فرزانه ای برخاست از آن بوم ...... طواف خاک آمل بایست کرد.

راوی
رسیدم به آمل شهر هفت رنگ .. همه عارف و شاعر و مرد جنگ ،بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر .. ز میر حیدر و فخر رازی و ابن جریر ، چو باشد نگینی بروی رود هراز .. در آنجا شدم با خدا راز و نیاز.

فحرالدین
ز بس بى خوردن و خوشى در آمل
تو گفتى بودش آب رودها مل

قاآنی
یا فکند آرش‌ کمانی تیری از آمل به مرو
کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند
یا نه امطار مطر شد بعد چندین سال قحط
جشن شایانی به روز مهرگان آراستند

نیا
دماوندا که سر بر آسمانی تو فخر کشور و مازندرانی
بلندا سایه ات بر شهر آمل شهـیر و نامدار و جاودانی

صائب تبریزی
هر كه چون صائب به طرز تازه ديرين آشناست
دم بذو عندليب باغ آمل ميزند

در عصرهای متفاوت
آمل از جمله شهرهای پر تحول و پر حادثه در تاریخ کهن جهان بوده از آغاز تاریخ باستان تا معاصر،می توان در مجموع به این گفتار رسید که:آمل در زمان سلسله های صفوی،علوی،و به معدود مواقع قاجار و سلسله های فریدون و رستم و حکومت مرعشی و دوره زندیه دوران خوب و یا دوران طلایی اسلام و تاریخ کهن را پشت سر گذاشته و در دوره ایخانی و سلجوقیان و غزنویان و افشار دوران بدی را پشت سر گذاشته است.

تاریخچه اساطیری
می توان گفت آمل پایتخت اساطیری است چون نبردهای فریدون آرش ضحاک کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است.شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه ي سترگ فردوسي ياد شده است.فريدون، پادشاه اسطوره اي كه اژدهاك ماردوش را درون چاهي در دماوندكوه آويخت، خود پرورش يافته ي دامان البرز بود و پژوهشگران، پايتخت او را حوالي آمل مي دانند و امروز نيز باشندگان لاريجان، دشت خرمي در پاي دماوند را تخت فريدون مي خوانند.سال ها بعد، در عصر پادشاهي نواده ي وي، منوچهرشاه، سپاه توران از جيحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقي ايران را تصرف كرد، ولي به واسطه ي مقاومت دلاورانه ي ايرانيان، پشت دروازه هاي آمل زمين گير شد و به موجب پيمان صلحي، آرش كمانگير تيري از دماوندكوه در اطراف آمل تا فرارود در آسياي ميانه رها كرد و جان داد و مرزهاي ايران را باز تا آن سوي جيحون كران داد.

نگاه به شهر و آثار پیش از اسلام
آمل یکی از کهنسالترین شهرها است که و در دوره پیشدادیان و ساسانیان هم سکه های متعددی پیدا شده که مشخص شده که آمل مرکز آن زمان بوده است،جنسف شاهیان که بعدر اشکانیان و اسکندر حکونت را به دست گرفته بود،تازمان قباد ساسانی انوشیروان بر این مرکز حاکم بود،در دوره شاهپور هم آمل مرکز بود و ماردها برای جنگ با روم ها در رکاب شاهپور جنگیدند،و تا زمان وستیهم دائی خسرو پرویز او به سر طغیان برداشت،ونواحی آمل و طبرستان را از او تبعیت کرد،خسرو پرویز اورا شکست داد و آمل را بسیار توسعه داد،و پایتخت و اقامتگاه خود کرد،و بعدها ساسانیان به دست اعراب شکست خورده و سلسله حکومتی آن ها از هم پاشید.از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای شهر قدیم آمل نمانده است.بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است.

وقایع تلخ تاریخی
شهر آمل از تند بادهای حوادث روزگار بی بهره نبوده و نشیب و فراز جهان را اعم از عوامل سیاسی و طبیعی بسیار دیده است در باره شهرت آن هم مورخان اسلامی و غیر اسلامی بسیار می نویسند،آمل از جمله آسیب پذیزترین شهرها بوده که دو بار به کلی به زیر آب رفت و چندین بار بر اثر تهاجمات و زلزله به ویران تبدیل شد و دوباره آملی جدید بر روی آن نهاده شد.چندین بار در سال های 1329 و 1208 بر اثر آتش سوزی آمل به کلی خراب شد و بعد ار پیگیری های حکام و خان های محلی و هم دردی حاکمان جهان آمل دوباره مرمت شد.
محیط طبیعی
آمل از نظر ناهمواری به سه قسمت جلگه ای و کوهستانی و قسمتی هم آبی تقسیم می شود،جلگه آمل در دوره کواترنی به وجود آمده است.و کوهستانی امل باید گفت رشته کوه البرز به صورت دیواره ای جلگه ای کنار دریا مازندران را از قسمت داخلی ایران جدا نموده و در نتیجه حرکت کوهزایی عظیم آلپی می باشد.از عوامل موثر آب و هوای منطقه آمل می توان به وجود کوه های البرز و کوه دماوند در آمل و ارتفاع مکان پوشش گیاهی،نزدیکی به دریاچه بزرگ جهان(خزر)و تاثیر پذیری آن از بادهای مرطوب غربی و سری شمال و هچنین بادهای محلی،عرض طبیعی،پیش امدن توده های شمالی و غربی که در بین عوامل فوق نقش کوه ها و دریای خزر و بادها و جنگل ها بیش از سایر عوامل ارزیابی می باشد.

خیابان‌های مهم و اصلی آمل

آمل از جمله شهرها اصلی و مرکزی است و به عنوان قلب شمال یاد می شود.همچنین مراکز مهم و اصلی آمل در کنار رود هراز است ولی با توجه به گسترش شهری به مناطق مختلف هم کشانده شده و معماری شهری امل بازتر شده است و همچنین معماری برون شهری توسط بزرگراه ها و کمربندی ها به داخل شهر و پنج خیابان اصلی مرکز شهر ختم می شود.

معماری و گردشگری
شهر آمل با زیبایی وصف ناپذیر در مرکزاستان مازندران در دامنه جنگلی و زیبای البرز و کوه دماوند با وجود بیشترین جاذبه‌های گردشگری مازندران و امکانات پذیرایی وتفریحی است که لقب نگین جهانی در قلب شمال کشور را به خود اختصاص داده است و به عنوان یکی از تاریخی ترین شهرها و شهر قدیم آمل و جاذبه های زیبا و سرسبزی با وجود جاده پر تردد کشور یعنی جاده هراز توریست های زیادی از سراسر ایران وجهان به این شهر زیبا سفر کرده و یا از آن گذر میکنند.آمل از شهرهای باستانی با معماری ایرانی محسوب می شود که بیشترین معماری را در زمان صفویان،اسلام،قاجار به خود دیده است.

معماری محلات

بازارچه راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن (راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نوراسته)نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا می‌کنند. راسته اصلی دقیقاً و بلافاصله بعد از پل دوازده چشمه (جنوب شرقی بافت) آغاز و به صورت قطری و طولی در بافت حرکت کرده و تا نزدیکیهای مرکز اصلی کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ادامه می‌یابد. بازار به بافت ویژگی طولی و خطی بودن آن (گذر و محور اصلی بافت) تلفیق بعضی از مراکز محله با آن مشائی محله و شاهاندشتی محله، برخورداری از کاربری اجتماعی – اقتصادی و همجواری با دیگر عناصر شهری عمده بافت (مسجد جامع، مسجد آقا عباس، گرمابه و قسمت اعظمی از بافت مسکونی اطراف را تحت نفوذ مستقیم خود دارد. در واقع برش و عبور قطری بازار از بافت سبب می‌شود که تا عمق واحدی از دو طرف بافت مسکونی پیرامون بازار خود را تحت پوشش قرار دهد. مراکز مراکز و گذرهای اصلی محلات، به غیر از سه مرکز اصلی میدانچه مشائی محله (محله چهار سوق)، بازارچه شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) و کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) بقیه مراکز اصلی با فاصله از راسته اصلی بازار و تقریباً در در مرکز ثقل هندسی محلات مستقر هستند. چون راسته اصلی بازار به صورت قطری بافت را قطع نموده‌است از این نظر این مراکز اصلی با گذرهای اصلی بین خود، عملاً یک حلقه ثانویه پنهانی (تار نامرئی) را به دور بازار به وجود می‌آورند. علاوه بر این هر یک از این مراکز اصلی، خود دارای یک شعاع نفوذی هستند. لذا مجموعه این شعاعهای نفوذ مراکز اصلی با حلقه درونی بر گرد بازار، محدوده و منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد که می‌تواند به عنوان یک محدوده بافت کهن و تاریخی به آن استناد کرد. چون بافت کهن آمل از دخالتهای کالبدی و عبور خیابانهای چلیپائی رضاخانی مصون مانده‌است. لذا پیوستگی قضایی عناصر شهری و مراکز محلات از طریق گذرها و معابر اصلی بافت موجب تشکل و انسجام بافت می‌گردد.

محلات تاریخی
هر یک از محله‌های مسکونی فوق دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شد، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.این شهر به عنوان یکی از شهرهای سنتی ایران دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید آمل چنین نام دارند. ۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی) 12:دلارستاقی محله.

روز آمل
سالروز تشکیل حکومت علویان که همزمان با روز مازندران با حضور مسئولین ، اساتید دانشگاهها، نویسندگان و بزرگان ، و محققان خارجی هر ساله در مازندران بر گزار می شود.

آمل پایتخت تشیع

با ورود علویان ، زیدیه آمل اولین پایگاه تشیع شد و همچنین مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان گذاری شد.

فرهنگ و مراسم ها
شهر آمل به شهر علم و فلسفه و هزار سنگر و دیار علویان و مرعشیان و اشکانیان در ایران معروف است.از نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاسته‌اند. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

گسترش شهری

آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هرمنطقه را تأمین نمایند و از مراجعهٔ مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند.همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می شد و بعد ها بعد خرابی خندق ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت.

صنعت و معادن و تولیدات
آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران می باشد که 70% صنعت مازندران را در خود جای داده است،از صنایع بزرگ آن می توان به صنعت کارخانه ای، تولید برنج،تنباکو،چای،لبنیات،گن دم،دام پروری،صنایع دستی،پرتغال،نارنج،سبزیجات ،زغال و طلا نام برد که بعضی از ارقام های صادراتی ایران هستند.آمل صنعتی ترین شهر مازندران و شمال کشور است.

اقتصاد
در طول تاریخ این شهر،آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصلخیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود،صاحب کتاب العالم نقل می کند که وقتی داخل شهر آمل شدم صدها تاجر بغدادی و یونانی دیده ام که برای خرید طلا و نمد طبری آمده بودند،آمل در مرکز راه تاریخی و کهن ایرانی قرار داشته و دارای مبادر خانه های عظیم بین راهی در قرن های سوم تا سیزدهم بوده است.همچنین بعدها و در عصر معاصر هم چندین درضد بزرگ از صنعت منطقه ای به نام آمل ثبت شد.

بازارها

آمل از شهرهای قدیمی در بازارها است بازارچه و چارسوق قدیمی آمل و به همراه بازارچه های متعدد هفتگی از جمله بازارهایی دیدنی هستند.بازار قدیم آمل یک بازار باستانی است که به چهارسوق مشهور است و جزو شهر قدیم آمل محسوب می شود.

حمل و نقل

جاده
راه باستانی بخشی از راه باستانی هراز در حوالی وانا است که آثار باستانی مربوط به راه قدیم ری به آمل در آن مشهود است همچنین قطار راه اصلی ایران که شمال را به مناطق دیگر در جنگ جهانی وصل می کرد از این شهر بوده و بعدها به زودی از بین رفت و به جای آن راه ورسک ساخته شد.راه شهری آمل که دارای بیشترین بلوار و بزرگراه های مازندران است. جاده جاده بین المللی هراز یکی از مهمترین جاده های ایران بیشترین وسعتش را آمل دارا است که شهرهای دیگر را به شمال ایران پیوندمی دهد.همچنین جاده های کناری مانند آمل-بابل، آمل-محمود آباد(جاده ساحلی)، آمل-فریدونکنار و آمل-نور می توان اشاره کرد.
فرودگاه
فرودگاه امداد‎ فرودگاه امداد آمل، نام فرودگاهی در آمل است.[۲۳] این فرودگاه به عنوان اولین پایگاه امداد نجات ایران با یک فروند هلیکوپتر آغاز به کار کرد و در حال به دو فروند هلیکوپتر افزایش یافته است.
راه آهن
قطار سریع یا منو ریل شمال (تهران-آمل) که در سال ۹۰ به تصویب ملی رسید در حال ساخت است و تا سال ۹۹ به اتمام می رسد.
اتوبوس
نه ایستگاه اتوبوس بین شهری آمل در نظر گرفته شده‌است که نقاط مختلف شهر را به یکدیگر متصل می‌نماید.
تاکسی
سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی آمل یکی از سازمان ها فعال است که در تمامیه خیابان های آمل دو ایستگاه ویژه در نظر گرفته است.

سوغات
فرش.سفر معرق، منبت، سفال، گليم، انواع ترشي، برنج و زيتون و گردو و گیلاس و مرباجات و شيرنجات محلی و گل و غذاهای محلی از جمله مهمترین سوغاتهای آمل هستند.همچنین غذاهای محلی که بین المللی شده و همچنین عسل طبیعی از قله دماوند آمل،سیب ،پرتغال،کیوی،گردو،گیلاس صادراتی و نان کوهی ،شیرینی ها مانند آب دندان،اغوز کناک،ساقه عروس و غذاهای سنتی ساری شامل سیر انار، ناز خاتون، اکبر جوجه، چاشنی.. از جمله سوغات های آمل هستند.

علم و مشاهیر
اگر آمل را در یک کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگوییم آمل پایتخت علما جهان است و در قدیم هم بر همین امر پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده است آمل از دیرباز زادگاه فیلسوفان،علما،ریاضیدانان، منجمان،محدثان،مفسران و پزشکان مشهور در سطح جهان بوده است. برخی از افراد بزرگ آمل در فهرست زیر : علامه استاد حسن زاده آملی،علامه استاد جوادی آملی،پدر تاریخ جهان امام محمد بن جریر طبری؛حاج ملا علی کنی؛آیت الله حاج میرزا هاشم آملی؛علامه شیخ محمد تقی آملی،حکیم امام فخر رازی،محمد بن جریر رستم طبری،علامه عماد الدین طبری،ابو سهل کوهی،چراغ علی فطرت،سرعت مازندرانی،زمانی آملی،حکیم ابن قاص طبری،ابراهیم سعید العلماء،پروفسور جواد فاضل،ملا رفیعا،شیخ علی بن محمد آملی،غلامحسین بنان،حکیم ابوصالح خیام،جلال الدین اعتضادی،دیواره وز،لالکائی،ابن عطا آدمی،شیخ بالو زاهد،موئد بالله،ابولحسن ابن منجم،عبدالطیف لاریجانی،بدرالدین و لیث طبری،عبدالله ناتلی آملی،یحیی بن ابی منصور،ابن هندو،ملا محمد صالح مازندرانی،مولانا حسن کاشی آملی،مولانا ملک الشعرا طالب آملی،مولانا صوفی مازندرانی،مولانا سراج قمری،قاضی هجیم آملی،علامه محمد بن محمود آملی،استاد محمد تقی دانش پژوه،شیخ ابوالعباس قصاب آملی،علامه شیخ الصوفی میر حیدر آملی،آیت الله شمس آبادی،استاد فرهنگ شریف،عبداالله احمدیه،امام شیخ خلیفه مازندرانی،سید رضی لاریجانی،علامه شریف العلما،کاتب ابن اسفندیارضهیر الدین مرعشی،امام کبیر میر بزگ مرعشی،احمد مشیرالسلطنه،عباس میرزا،حماد طبری، خلیل بن بکر،ابن فورک،فخر الاسلام،خلیل آملی،حکیم ابن ربن طبری،حکیم ابن فرخان طبری،بیدل کرمانشاهی،غلامحسین بنان،نجم الدین آملی،عزل الدین آملی،ابراهیم مازندرانی،سرعت مازندرانی،بلال آملی،موید باالله،زجاجی بصری،خلیفه سطان،ابراهیم خواص،علامه خواجوی،مشیر السلطنه،ایوب طبری،حاسب طبری،ترنجی طبری،عماد طبرسی،علی بن یزدادی،شیخ خلیفه سلطانی،کمال الدین بنا،عبدالقادر گیلانی،شمس قیس رازی،ابولحسن طبری،شمس الادبا،علی لاریجانی و شیخ صادق آملی لاریجانی و صد ها بزرگان دیگر......

نظامیه
نِظامیه نام مدارسی بود که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ جهان آن دوره؛ بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان ، بلخ و هرات تأسیس شد.

گورستان‌ها
گورستان‌‎ بهشت امامزاده عبدالله و گورستان امامزاده ابراهیم گورستان های فعلی و فعال آمل هستند که گورستان امامزاده ابراهیم و گلزار شهدا یکی از بزرگترین گورستان های فعلی ایران است که مردمان عادی و شهیدان در آن دفن می شوند.

بیمارستان ها
آمل از جمله شهرهای مهم پزشکی است که در مازندران در دو دهه اخیر پیشرفت چشمگیر داشته است.آمل در زمان قدیم قرای طبرستان بوده است و ابن فاتح و جیمز کارتن از دو بزرگان تاریخ نویس می گویند:آمل دارای سه مسجد جامع که برتری خاصی به مساجد منطقه دارد و دارای طبیب خانه های عظیمی است که در کنار قصر و در کنار دارالحکومه آمل ساخته شده است و هر کس به دردی دچار شود به این طبیب خانه ها رجوع می کند.در حال حاضر آمل دارای چندین بیمارستان مجهز و کلینیکهای معتدد و موسسات خصوصی است و در حال حاضر چندین بیمارستان پزشکی بزرگ و یکی از بزرگترین مجموعه پزشکی خاورمیانه در امل در حال احداث است.

گردشگری
جاذبه ها
:  قله دماوند - نماد ایران، سد لار و پارک ملی لار آمل،پل دوازده چشمه و پل معلق، آرامگاه مقبره سه سید سه تن و علامه شیخ العارفین سید میر حیدر آملی،برج آرامگاهی ناصرالحق الطروش بن زید -موسس اولین مرکز شیعه دوازده امامی در جهان،آتشکده آمل و مقبره شمس آل رسول،بازار قدیم آمل،چارسوق و بازارچه آمل،قلعه ماهانه سر،مسجد حاج علی کوچک،تنگ بند بریده،قلعه کهرود،تخته فریدون،عمارت و مقبره میر بزرگ مرعشی -بزرگ سلسله مرعشیان ایران،آبشار شاهاندشت،قلعه ملک بهمن،آبشار و دشت دریوک،نقش برجسته و کتیبه شکل شاه،حرم امامزاده ابراهیم و امامزاده عبدالله علیه السلام،برج امامزاده قاسم،دریاچه ساهون،
امامزاده هاشم هراز،جاده بین المللی و دیدنی تاریخی هراز،کاروانسرای کمبوج،دخمه های سنگی و غار های مون و کافر کلی،آبگرم دیدنی و معدنی لاریجان،حمام شاه عباسی،حمام اشرف السلطان،حمام میر صفی، برج هشتل،کاروانسرا و تپه تنگ سفید آب لار آمل،غار گل زرد،مسجد جامع آمل،مسجد و خانقاه آقا عباس،مسجد شیخ میرزا، مسجد و مناره امام حسن عسگری-قدیمیترین خانقاه ایران،دریاچه دو خواهران،قله و کوه دو برار لاسم آمل،قدمگاه خضر نبی،امامزاده عباس-به قولی مقبره شیخ ابوالعباس قصاب آملی،آرامگاه درویش اسماعیل،آبشار کلرد،زغال سنگ معدنی در هراز،پارک نمونه گردشگری هلومسر،پارک جنگلی میرزا کوچک خان و هزار پله هراز،جنگل دیدنی الیمستان و جنگل دیدنی و تاریخی بلیران،جنگل زیارو بام آمل  و مازندران،آب معدنی آملو،کاخ شهرداری،پل سنگی پلور،پلمون،آبشار سرآسیاب،آبشار لار،آبشار تمیره،آبشار و غار کمربن،مناطق ییلاقی لاریجان،تکیه های طایفه های آمل،تپه باستانی قلعه کش،سقانفار هندوکلا،خانه و عمارت منوچهری و عمارت شفاهی و حاج علی ارباب و عمارت و خانه هاشماین و خانه های متعدد در بازارچه و شهر قدیم آمل،رود خروشان هراز و سواحل زیبای آن،تحقیقات برنج کشور،کلکچال،غار اسک،آبشار شیخ علی خان زیار،آبشار آب مراد،امامزاده ابراهیم و عبدالله وانا و دینان،مقبره سید مولانا حسن ولی،تخت پادشاه،امامزاده ها و مقابر در جاده آمل جاده هراز،آب معدنی استرابکو،آتشکده سی شاهاندشت،قلعه فرنگیس و برج دیدبانی،منطقه دیدنی امیری و چند صد جاذبه های دیدنی و گردشگری دیگر...

مراکز اقامتی

در گذشته کاروانسراهای آمل و قلعه ها مکان‌های اقامتی برای مسافران به حساب می‌آمده‌اند. این کاروانسراهاو قلعه ها اکنون به صورت آثار باستانی در آمل و شهرستان آمل شناخته شده‌اند. بسیاری از جهانگردانی که به آمل قدیم آمده‌اند در سفرنامه هایشان از این کاروانسرا نام برده‌اند. از کاروانسراهای قدیمی آمل پیش از حمله مغول به این شهر اثری نیست.مهم ترین کاروانسرای کاروانسرای کمبوج (گامبوش) و کاروانسرا شاهی هستند. امروزه مراکز اقامتی آمل هتل‌ها و متل ها است که بیشتر در مالکیت خصوصی‌اند.یک هتل در بیرون شهر و دو هتل در شهر و چندین هتل در شهرستان آمل قرار دارد و دو هتل در منطقه هراز در حال احداث است.

موزه ها

موزه تاریخ آمل و موزه شهدا و موزه روستایی ایران شناسی

ورزش
آمل از شهرهای ورزشی و مشهور است که سنت ورزشی آن والیبال ، کشتی ، بسکتبال و بدمینتون و رزمی است. اما هر ساله ورزش‌های فوتسال، تنیس، اسکواش، پینت بال، اتوموبیل‌رانی و شطرنج در سطح کشور و منطقه مقام آور می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران و باشگاه بسکتبال کاله مازندران و شهرداری آمل معروفترین تیم ورزشی این شهر است.از نظر امکانات ورزشی آمل برترین شهر مازندران است.همچنین تیم والیبال مازندران در لیگ پاسارگارد فهرمان شد و تیم به مرحله بین المللی رسید و تمام تیم هارا بدون شکست ،شکست داد و در آن تیم چند آملی حضور داشتند.

ورزشگاه و مجموعه هامجموعه مرعش،بزرگترین و مدرنترین مجموعه ورزشی سرپوشیده شمال کشور- مجموعه پیامبر اعظم-نشاط-مجموعه ورزشی آدمرس-ورزشگاه چمران-ورزشگاه های شهرک های آمل-ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده-ورزشگاه چهل شهید-پارک و سالن بانوان غـدیر-حجاب-سالن های بلیارد و بولینگپ-یست اسکیت و چند ده ورزشگاه و مجموعه دیگرو دوازده مجموعه ورزشی خوصوصی ،این ورزشگاها از ورزشگاه های رسمی آمل هستند.

ارتباط های بین المللی

گمرک

آمل در زمان قدیم بندرگاه بزرگی بوده است که این بندرگاه تجارتگاه عظیم شمال ایران بود،در گذشت زمان این بندر تبدیل به شهر محمود آباد شد،و در حال حاظر گمرک آمل به صورت بخش سرخرود که گمرک آمل است انجام میشود،گمرک مرکزی در شهر آمل قرار دارد و صادرات محصولات آمل در مرزهای آبی و زمینی و هوایی در شهرهای دیگر زیر نظر آمل انجام می شود.

شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده

واتر: ایتالیا لاهور: هند


[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:16 ] [ Iran.s ]
جاذبه های گردشگری آمل

http://www.up98.org/upload/server1/02/i/xjk8dkii7qeyka6trarz.jpg
قله دماوند

امام زاده ابراهیم

بقعه میر بزرگ مرعشی

بقعه سید میر حیدر آملی

 قلعه ملک بهمن

نقش برجسته شکل شاه

پارک جنگلی میرزا کوچک خان(هراز)

حرم امام زاده عبدالله

 پل دوازده چشمه

برج آرامگاهی متبرکه ناصرالحق

پارک ملی لار و سد لار

مسجد آقا عباس

مسجد حاج علی کوچک

قلعه کهرود

دهکده توریستی الیمستان

مسجد جامع آمل

امام زاده قاسم

منطقه تفریحی آب گرم لاریجان(کوهستان ، چشمه، آب معدنی)

آب گرم شاهندشت

منطقه تفریحی آب اسک و امیری و نوا و لاسم و خشواش(آب معدنی،طبیعت،تاریخ)

 رودخانه و جنگل توریستی تاریخی بلیران

حسینیه آمل

حمام شاه عباسی

حمام میر صفا(صفی)

غار کمربن

قلعه کوه

راه ساسانی(آمل-ری)

مقبره درویش شیخ اسماعیل

پل سنگی

امامزاده عبدالله وانا

سقانفارها

حسینه و تکایا طایفه های آمل

تکیه شاهاندشت

تکیه زرینکلا
برج آتشکده سی شاهاندشت

رباط سنگی آبشار اول و دوم

قلعه آرودشت لار

پارک نمونه تفریحی امام زاده عبدالله هلومسر (کوهستان، جنگل)

آب معدنی استرا باكو

آبگرم رینه

آب معدنی آمولو


آبشار شاهاندشت

آبشار تیمره

کوه دال کمر

موسسه تحقیقات برنج ایران

امامزاده عباس شهنکلا

امامزاده عبدالمناف

گرم رود

کرسنگ

قلعه شیر

مقبره سلطان شهاب الدین

تخت فریدون

ضحاک چال

منطقه کوه سنگ

آبشار پرومد

بقعة شمس آل رسول

آتشکده داخل شهر

بازار قدیمی

چشمة آبگرم آب آهن یا آب فرنگی

حمام اشرف السلطان

برج هشتل

غار گل زرد

 غار سیاه پور

کاخ شهرداری

شهر قدیم آمل(خانه ها،عمارت ها،کاخ ها،دخمه ها)

آبشار سنگ درکا

پل معلق

تالاب سرخرود آمل

حاشیه های رودخانه هراز

دخمه های کافر کلی

قلعه ماهانه سر

قبر های گبری پلمون

آبشار و چشمه کلرد و آملو

جنگل زیارو(بام آمل)

ساختمان دارایی(موزه تاریخ)

مدرسه امام خمینی(مدرسه و عمارت پهلوی)

قدمگاه خضر نبی

چشمه آبگرم قلابن استرابکو

آب آهن فرنگی

غار اسک

امامزاده هفت تنان و محمد قریشی

مقبره مولانا سید حسن ولی

سقانفار هندوکلا

برج دیدبانی امیری

کاوانسرای لار

آبشار یخی

آبشار شیخ علی خان

کاوانسری تپه (تنگ) سفید آب

کاروانسرای کمبوج

 آبشار آب مراد

آبشار و قله کاعون

کوه و قله دو برار لاسم آمل

قله امامزاده قاسم

شکارگاه های لاریجان

آبشار دریوک و آبشار کوه اره

دشت نمارستاق و دشت لرا(لهرا)

حسینیه مدنی

چشمه آب گرم

تپه باستانی قلعه کش


برچسب‌ها: آمل و دیدنی های آن, آمل و جاذب های دیدنی, گردشگری آمل, تور, ایران سرزمین, آژانس هواپیمایی, آژانس تور, تور آمل
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 2:17 ] [ Iran.s ]

http://up.vatandownload.com/images/ppnwr6zp0osfrat9kjiy.jpghttp://up.vatandownload.com/images/x6p66zg24rxihf942p8.jpghttp://up.vatandownload.com/images/wwnua5p0ydgldg8agqn2.jpghttp://up.vatandownload.com/images/vzmt57tjf6c3rhpeh9l.jpghttp://up.vatandownload.com/images/14o06naqwbf7gznxjz.jpghttp://up.vatandownload.com/images/lsof810ifaui7g7p7s2.jpghttp://up.vatandownload.com/images/a1uusqg7waqw2rub9hlc.jpghttp://up.vatandownload.com/images/lchiu78g4rye6ft6xsbm.jpghttp://up.vatandownload.com/images/4etnvq1qdz6bn0hxhan.jpghttp://up.vatandownload.com/images/s435qeyd6nfywmwopyo.jpghttp://up.vatandownload.com/images/8fq7wpwfcco1r2a68bg.jpghttp://up.vatandownload.com/images/jqd2gejy8hqd5ww2dl7k.jpghttp://www.iec-md.org/images/afraad/jawaadi-aamoli_4.jpg

آیت الله حاج میرزا هاشم آملی استاد آیت الله علامه جوادی آملی
امام محمد بن جریر طبری امام فخر الاسلام فخر رازی غلامحسین بنان
حسن کاشی آملی محمد بیدل کرمانشاهی آملی محمد ابن اسفندیار
حضرت مولانا ملک الشعرا طالب آملی ضیاء الدین ابوالقاسم عمر بن حسین رازی عباس میرزا
ملا صالح مازندرانی علامه شیخ محمد تقی آملی خلیل آملی
مولانا سراج الدین قمری حسن بن ابراهیم طبری علی بن فاضل مازندرانی
آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو آیت الله شیخ محمد غروی ابوسهل بیژن کوهی
آیت الله ملا علی کنی ابوصالح خیام مولانا صوفی مازندرانی
ادیب قایمی آملی علامه غلام خلیل احمد مشیرالسلطنه
النقوری جلال‌الدین اعتضادی مهندس حاسب طبری
حائری طبرسی مازندرانی حکیم ابن ربن طبری ملا محمد زمان
چراغ علی‌خان فطرت میر حسین سرعت مازندرانی حسن شمسی
آیت الله شیخ لطف الله مجتهد حاجی میرزا احمد درکائی دلارستاقی آقا شیخ اسماعیل شهابی چهار افرائی
آقا میرزا عبدالحسین شاهاندشتی ملا محمد علی پیشنماز نائیجی ملا محمد وازی نائیجی
ملا عنایت الله لهری دلارستاقی شیخ فضل الله بن محمد حسن شریف الدین محمد بن حسنعلی آملی
نعمت الله فکرت لاریجانی میرزا علیقلی اقبال عبدالطیف لاریجانی آملی
میرزا محمد تقی نوائی حاجی سید محمد علی لاریجانی شیخ عبدالنبی
سید ابوطالب لاریجانی شاهاندشتی آقا سید محمد علی نیاکی حاجی میرزا حسین طبرسی
شیخ جعفربن محمدعلی مازندرانی آقا محمد رفیع بن محمد امین حاجی سید اسماعیل عقیلی
علی بن هشام آملی عبدالله ابن حسین سهل قوام الدین میر بزرگ (مرعشی کبیر)
قاضی ابو احمد آملی دیواره وز محمد بن علی بن یزدادی
ابوالقاسم البیاعی ابن فورک امام شهید فخرالاسلام
خواجه امام عمادالدین محمدبن جریر رستم طبری آملی حسین‌ بن محمد حسینی مرعشی
سیدکمال‌الدین بناء ابوعبدالرحمان عبدالله بن حمٌاد مولانا زمانی آملی
رفیقی آملی رکن الدین بن شریف الدین آملی میرزا ابراهیم مازندرانی
زجاجی طبری رانکوهی اشکوری مرعشی محمد بن علی حسین اشعری
ابو عباس ابن عطا آدمی ملا رفیعا آيت الله آقا ضياء الدين آملي
میرزا ابو القاسم واعظ جوادی آملی سر لشگر مسعود منفرد نیاکی نورالله خان رضوانی
محمد علی سجادی ملا محمد جمال الدین محمد
ابوالفرج حسن انصاری علامه ملا محمد شریف مازندرانی (شریف العلماء) علی آملی
عبدالقادر گیلانی دکتر عبدالحسین نوایی کمال‌الدین مرعشی
میرزا شفیع مازندرانی علامه عمادالدین ابو جعفر طبری محمد تقی دانش پژوه
محمد بن ایوب طبری علامه محمد بن محمود آملی یحیی بن ابی‌ منصور
علامه ضیاءالدین محمد صالح برهان حکیم شیخ ابوالعباس قصاب عبدالکريم آملی
آیت الله سید ابوالحسن شمس آبادی استاد فرهنگ شریف پروفسور عبدالله احمدیه
استاد احمد سیف علامه میر حیدر آملی ابوالفیاض طبری
ابو عصامه آملی علامه سید رضی لاریجانی ابولقاسم هبهٔ‌الله لالکائی
امام شیخ خلیفه مازندرانی ظهیرالدین مرعشی دکتر علی لاریجانی
عبداللطیف لاریجانی شیخ عزالدین آملی علامه عماد طبرسی
جواد فاضل ابوالفضل لسانی استاد ایرج ملکپور
زین‌العابدین بن کمال‌الدین مرعشی قاضی هجیم آملی خلیفه سلطان
ابن فرخان طبری حکیم ابن قاص طبری ابوالحسن طبری
زاهد علی آملی جمال‌الدین محمد بن ابوالقاسم محمد بن حسن آملی
حاج قربان خان هندوئی میرزا مهدی خان علی بن بلال آملی
دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی لطف‌الله حسنی لاریجانی میرزا شفیع
استاد خسرو معتضد دکتر کاظم آملی ابو عبدالله مازندرانی آملی
علی بن مسلم الصدر بن شجاع الدین محمود صادق آملی لاریجانی
شحنه مازندرانی آرش کمانگیر باقر لاریجانی
مرزبان ابن هندو حکیم ابو اللیث طبری
سامعای مازندرانی میرزا احمدخان عبدالعلی لطفی
ترنجی طبری علامه عبدالله ناتلی آملی محمد حسن وحیدی امین
ستی النسا علامه ابراهیم خواص استاد مهدی پرتوی آملی
استاد علی اکبر فیروزکوهی آملی شکر الله فقیهی شیخ ابوذر طبرسی
محمد فرهمند عبدالله طبری آملی داعی الاسلام
استاد محمد چامه سرا ابوبکر محمد بن عمر بن فرخان طبری میر ولی لاریجانی
ابو صالح خلف بخاری آملی محمد بن زید بن اسماعیل علامه رکن الدین
علامه حائری شهرستانی محمد جواد لاریجانی غافل مازندرانی
محمد بن ابوبکر فرخان طبری ممتاز العلماء محب الدین امام الحرمین
سرعت مازندرانی محمد سلیم آملی ابوعبیدالله محمد کاودانی آملی
ملک بهمن دوم علامه موید بالله آملی الحسینی جزائری بصری
ابن قاص طبری حسن کرکی منطقی رازی
علی بن محمد کوهی بن عبد الله طبری علامه عمادالدین طبرسی
شیخ عبدالکریم علامه حسینی ذاکری آملی ابوالقاسم رجایی
سردار احمد امین طبرسی تقي الدين ابراهيم فانی
علی اولیایی دلارستاقی میرزا حسن حجت ابراهیم سعیدالعلماء
صبحی مازندرانی شیخ خلیفه سلطانی عبدالفتاح مرعشی سلطانی آملی
سیدعلاءالدین حسین خلیفه سلطان آملی هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور ابن منجٌم شیخ بالو زاهد
ملا حسین قلی خالد بن هلال محمد علی لارزی
ملا رجبعلی لاریجانی حمزه بن علی علوی مرعشی استاد عباس امیری
عطا الله آملی هرازی آملی علی بن ابی طالب حسنی آملی
کیاهراسی طبری مذنب سرهنگ حسين قاسمی
عباس شایان کبیر بن ابی منصور منجم فرامرز گودرزی
حکیم ابو الحسن ابن منجم شمس الدین آملی علامه ملا اسماعیل خواجویی
عبد الحمید آملی ميرزا رضا روحی آيت الله شيخ عزيز الله
میرزا سلیمان محسن اباذری ابراهیم صدرالدین
شمس الدین محمد بن قیس رازی آملی موالی

فریدون

و

منوچهر
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 10:35 ] [ Iran.s ]
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 10:26 ] [ Iran.s ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وب سایت

آمل زادگاه بزرگان علم و دانش جهان است که به این واژه ختم می شود: آمل پایتخت بزرگان و فیلسوفان و ادیبان و دانشمندان جهان.
امکانات وب

www.shereno.com